سید حسین  موسوی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید حسین موسوی
آرشیو وبلاگ
      حدیث روز («کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّا فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ وَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ اُعْرَفَ»)
کشکول نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/۱۱/۱٩

هر کس ز کار خلق یکی عقده وا کند            ایــــزد هزار حاجت او را روا کند

صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند             کز کار خلق یک گره بسته وا کند

  نظرات ()
کشکول نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/۱۱/۱٩

حاج شیخ عباس قمی ، برای فرزند بزرگش نقل کرده است : « وقتی کتاب « منازل الاخره » را تألیف و چاپ کردم و به قم آمدم آن کتاب به دست شیخ عبدالرزاق مسأله گو، که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه (س )‌مسأله می گفت ، افتاد. مرحوم پدرم از علاقه مندان شیخ عبدالرزاق بود و هرروز در مجلس او حاضر می شد . شیخ عبدالرزاق ، روزها کتاب منازل الاخره را گشوده ، برای مستمعین می خواند .یک روز پدرم به خانه آمد و گفت: شیخ عباس !  کاش مثل این مسأله گو می شدی و می توانستی منبر بروی و این کتاب را که امروز برای ما خواند ، بخوانی . چند بار خواستم بگویم آن کتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خودداری کردم و چیزی نگفتم فقط عرض کردم : « دعا بفرمایید که خداوند توفیقی مرحمت فرماید .»

  نظرات ()
کشکول نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/۱۱/۱٩

1-  جبرئیل خدمت حضرت رسول (ص ) عرض نمود که هر کس از امت توشش چیز را شعار خود سازد رستگار می شود و از جهنم محفوظ می ماند :

اول : شروع در هر کاری ، بسم الله بگوید

دوم : در هر نعمتی ، الحمد للّه بگوید

سوم : در هر کاری که می خواهد بکند ، انشا ء الله بگوید

چهارم : در هر معصیتی ،استغفرالله بگوید

پنجم : در هر مصیبتی که بر او وارد می شود ، انّا لله و اناالیه راجعون بگوید

ششم : ذکر غالب آنها ، لااله الا الله باشد P>

2-    سه گروه نتوان شناخت مگر در سه جای : حلیم را در وقت خشم ، شجاع را در روز حرب و دوست را در زمان حاجت

3-  از حکیمی پرسیدند کدام وقت ضایع ترین اوقات زندگی است ؟ گفت وقتی که بتوانی در حق کسی نیکی کنی و نکنی ، خواه از خود و خواه به وساطت خود از غیر

4-    دو چیز را فراموش مکن : خدا و مرگ را

دو چیز را فراموش کن : نیکی که به کسی می کنی و بدی که کسی به تو می کند

و چون در مجلسی داخل شوی ، زبان خود را نگاه دار

و چون به خانه مردم داخل شوی ، چشم خود را نگاه دار

و چون بر سر سفره مردم حاضر شوی ، شکم خود را نگاه دار

و چون به نماز مشغول گردی ، دل خود را نگاه دار

5- چهار چیز است که پشت مرد را می شکند: دشمن بسیار ؛ وام بی شمار ؛ فرزند بسیار و زن ناسازگار

6- رسول خدا ( ص ) فرمود که مردمان بر چهار قسمند :

سخی ، کریم ، بخیل و لئیم

سخی ، کسی است که می خورد و عطا می کند

کریم ، نمی خورد و عطا می کند

بخیل ، می خورد و عطا نمی کند

لئیم ، نه می خورد و نه عطا می کند

7- حکما گفته اند که طالب دنیا همیشه گرفتار اندوه و ملال است ؛ زیرا که تا نیافته است در آزار خواهش آن است و چون یافت در اندیشه محافظت آن ، و چون محافظت نمود غمگین است که به دیگری خواهد گذاشت .

8-  ای جان گرامی تو چرا نادانی      باید که بدانی چقدر می مانی

     بر هستی موهوم عبث مغروری    پیوسته نمانی ، دو سه دم مهمانی

9- پیغمبر ( ص ) فرمود که در روز قیامت مؤمن قدم از قدم بر نمی دارد مگر این که سؤال کرده می شود از چهار چیز :

 اول از عمرش که در کجا فانی کرده است

دوم از بدنش که در کجا پوسیده ساخته است

سوم از علمش که در کجا عمل به آن کرده است

چهارم از مالش که از کجا کسب کرده و در کجا خرج کرده است

10- فرمود رسول خدا ( ص ) گریه نکردن چشم از سختی دل است و سختی دل از بسیاری گناه است و بسیاری گناه از بسیاری آرزوست و بسیاری آرزو از فراموشی مرگ است و فراموشی مرگ از محبت به مال دنیاست ، پس محبت دنیا ، سر تمام خطاهاست

11 – هر چه از روی رغبت و اشتها بخوری پس تو آن را خورده ای و آنچه بدون رغبت بخوری پس او تو را خورده است .

12-    کاش می آورد مستی هر حرامی چون شراب       آن زمان معلوم می شد در جهان هوشیار کیست

13- در بیابان اگر صد سال سرگردان شوی     به از آن کاندر وطن محتاج نامردان شوی

14- منتظر این و آن مباش که ایزد      کار تو بی رنج و انتظار بر آرد

       طاعت او را بنده وار بسر بر        تا همه کارت خدای وار بسازد

15- مردی روزی با عیالش مشغول غذا خوردن بود و در میان سینی ایشان مرغ بریان شده بود پس سائلی در خانه آمد او را مأیوس نمودند . اتفاق افتاد که آن مرد فقیر شد و زنش را طلاق داد و آن زن شوهر دیگر اختیار نمود . روزی شوهر با او غذا می خورد و مرغ بریانی نزد ایشان بود ناگاه سائلی در خانه سؤال کرد آن مرد به عیالش گفت این مرغ را به این سائل بده آن زن چون مرغ را نزد سائل برد دید شوهر اولش هست مرغ را به او داد و گریان برگشت . شوهر از سبب گریه اش سؤال نمود گفت سائل شوهر من بود و قصه محروم نمودن آن سائل را نقل کرد شوهرش گفت والله من بودم آن سائل اولی که محرومم نمودید .

16- موشی در خانه صاحب مزرعه تله موشی دید . به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد . همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد . ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید از مرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد .

  نظرات ()
کلام امام علی(ع) نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/۱۱/۱٦

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام: ..هر که دست در دامن تقوا زند، سختی‌هایى که به او نزدیک شده‌اند دور گردند و ناکامی‌ها و مرارت‌ها به کامیابی‌ها و شیرینی‌ها بدل گردد و امواج محن که گرداگردش را گرفته‌اند، فروکش کنند و دشواری‌ها به آسانی‌ها گرایند.
و باران بند آمده کرامت، دوباره بر او فرو ریزد و رحمت گریخته، به سوى او بازگردد و چشمه فروکش کرده نعمت‏ها، دگرباره برایش جوشان شود و بارش کاستى گرفته برکت، دوباره بر او سرازیر شود.
پس بترسید از خداوندى که شما را به مواعظ خود بهره‌مند گردانید و به وسیله پیامبرانش اندرز داد و نعمت و احسان خویش بر شما ارزانى داشت . براى پرستش او خود را خوار دارید و حق طاعت او بگزارید.

متن حدیث:

...فَمَنْ اءَخَذَ بِالتَّقْوى عَزَبَتْ عَنْهُ الشَّدائِدُ بَعْدَ دُنُوِّها، وَاحْلَوْلَتْ لَهُ الْاءُمُورُ بَعْدَ مَرارَتِها، وَانْفَرَجَتْ عَنْهُ الْاءَمْواجُ بَعْدَ تَراکُمِها، وَ اءَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعابُ بَعْدَ إِنْصابِها، وَ هَطَلَتْ عَلَیْهِ الْکَرامَةُ بَعْدَ قُحُوطِها، وَ تَحَدَّبَتْ عَلَیْهِ الرَّحْمَةُ بَعْدَ نُفُورِها، وَ تَفَجَّرَتْ عَلَیْهِ النِّعَمُ بَعْدَ نُضُوبِها، وَ وَبَلَتْ عَلَیْهِ الْبَرَکَةُ بَعْدَ إِرْذاذِها.
فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی نَفَعَکُمْ بِمَوْعِظَتِهِ، وَ وَعَظَکُمْ بِرِسالَتِهِ، وَامْتَنَّ عَلَیْکُمْ بِنِعْمَتِهِ، فَعَبِّدُوا اءَنْفُسَکُمْ لِعِبادَتِهِ، وَاخْرُجُوا إِلَیْهِ مِنْ حَقِّ طاعَتِهِ...


«نهج‎‌‌البلاغه، خطبه 189»

  نظرات ()
سلام برحضرت مهدی نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/۱۱/۳

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز (2)
آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست
رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم
از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران
وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود
این کاسه را … فاوف لنا… ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان
محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

- ما- جان و مال باختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است… راه بیابان گرفته‌ام
دست من و نگاه شما ایها العزیز

———————————
1) سوره مبارکه یوسف (ع)، آیه 88
2) شعر از مریم سقلاطونی

  نظرات ()
بحر طویل در مدح خداوندگار رحمان و حضرت ختمی مرتبت نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/۱٠/۱٩

منبع چشمه هر کلمه که جاری شود از نطق و بیان، کام و زبان، اسم خداوند عظیم است که از لطف و کرم داده به هر نوع بشر عقل و هنر، قوت ادراک دو ابرو و دو گوش و دو بصرعارض مانند قمر، سرو قد و موی کمر کاسه سر مدّ نظر، هوش و بر و دوش و بنا گوش و لب نوش و خط عنبر ریحان دو صف لشکرمژگان، دهان پسته خندان ز لب لعل بدخشان زصنعش شده منظوم چنان گوهر دندان که یکی پیش خردمند بُود به زهزاران دُر و مرجان. عجب گردن مینا و قد و قامت رعنا و خم طرّه و گیسوی گره در گره و زلف معنبر که فزونست به رنگ ازشب یلدا. و زهی خالق یکتا که ازآنست هویدا همه اشیاء، جمیع همه لولوء لا لا. یاقوت وعقیق یمن و لعل بدخشان، چه در دشت و بیابان چه در بحر عیان گوهررخشان، همه لولو شهوار. کسی کو که تماشا بکند حکمت اسرار خدا را؟ لامکانیست که موجود شد از امر وی این گنبد دوار و نُه افلاک و مه و مهر پر انوار و بروج و قمر و شمس که باشند گهی تند و گهی کند و گهی گرم و گهی سرد و گهی روز فزونست و گهی شب. آنچنان خالق بی مثل و نظیر است که از قدرت خود خلق نمود این دو جهان را چه دنیا و چه عقبی و چه جنّ و چه بشر و آدم و حوا و چه جبریل و مکائیل و چه عیسی و چه موسی که کرم کرد زلطفش به یکی محیی اموات و به یک نور تجلی و دگر معجز شعبان از آنست همه چرخ معلّی و سماوات و حجابات و مقامات و کرامات، چه لاهوت و چه ناسوت و دراینجا شده مبهوت جمیع رسل و آدمی و جنّ و پری، گبر و مسلمان و دگر حوری و غلمان. غلط کردم اگر بود در این عرصه مرا محرم رازی که نگفتی به کسی سرّ نهانم. بنشستیم به هم هر دو به کف ساغر مینا به طرب رقص کنان، گفتی این سرّخفا را. من بیچاره چه سان شرح دهم حمد و ثنایش، انتها نیست، رسد بر همه جا ابر عطایش قادر واحد یکتاست که از نقش بدیعش شده ظاهر ز سر خاک چه ازهار و چه احجار و چه کهسار و چه اثمار لذیذ و چه گل و سنبل و انهارو چه اشجار، و طرفِ چمن و غلغل و قمری و دگر چهچه بلبل که زعشق گل و گلشن شده سرمست و غزلخوان و گهی ناله و افغان و گهی واله و حیران. بیا ای دل نادان و برو سوی گلستان و نظر کن به درختان و به مرغان خوش الحان و ببین حالت ایشان، تو در فصل بهاران، بشرطی که زنی باده ریحان، به یک یار موافق که بود همدم صادق نه چو یاران منافق که زند با تو شراب و بزند سنگ به جامت. زکفم شد سر مطلب چو گذشتم به گلستان. بگشا دیده بینا و نگه کن به سر برگ درختان، که هر یک به چه سان آمده در وجد و سماع، راز و نیاز دل خود را به صد الحاح و تضرّع به نسیم سحرخوش خبرنامه برعاشق مهجورعیان کرده بگوئید که‌ای باد صبا بهر خداعرضه ما را برسان دربرآن دلبرعاشق کش بی رحم بگو ای بت خون خوار جفا کار و دل آزار که با جور خزان دیده همین بهر وصال تو ستمگر به صد امّید به این وادی پر خوف و خطر روی نهادیم که دیگر نکنی این همه بیداد به رحم آمده خود را بنمایی ز پس پرده و یکدم بنوازی دل غمدون ستمدیده ما را. بعد از اظهار کمالات و صفات احد واحد و قیّوم نباشد سخنی لایق و مرغوب مگر نعت و ثنای خلف ارشد آدم، سبب خلقت عالم، به نسب از همه اعظم، به حسب از همه اکرم سر دیباچه دانش، ورق دفتر بینش که اگر علّت غائی نشدی ذات شریفش بخدا منظر و منظور نبودی به جهان هیچ وجودی و نجنبید سر برگ گیاهی، نه جمادات و نبادات، نه عرش و نه سماوات و نه فردوس و نه دوزخ نه خرابات و مناجات نه لوح و قلم و کرسی و افلاک و کواکب، مه و خورشید و شب و روز و مه و سال چه صیف و چه شتا و چه خریف و چه بهار وهمه از حرمت نورش اثر سایه بدیدند از آن مهر نبوّت به امم آیت رحمت، به جز او نیست شهنشاه قیامت که بنامست محمّد، لقبش احمد محمود و ابوالقاسم خیرالبشر و سیّد کونین، بنی عمّ شه تخت سلونی که بُود حیدر و صفدر، که بسی به بُود از قیصر روم و شه ترک عجم و چین و خطا و ختن و هند و بخارا.

  نظرات ()
مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسن نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/٩/٢٩

همه گفتند حسین و جگرم گفت حسن

سینه و دست و سر و چشم ترم گفت حسن
 

گوشم از بدو تولد به شما عادت کرد

مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسن

 
نامتان را به کنار پدرم گفتم و گفت

ای خدا شکر که پیشم پسرم گفت حسن


بعد از این خوب تر است جای صفاتی مثل

سفره دار و پدر جود و کرم گفت حسن
 


زائری در وسط صحن غریب الغربا

دید تا گنبد زیبای حرم، گفت حسن...

 
تا که جارو زدن صحن رضا را دیدم

چشم خیس و مژه ی رفتگرم گفت حسن
 

قاسمت راهی میدان شد و دیدند همه

خواهری موی پریشان ز حرم گفت حسن


پایه ی نهضت خونین حسین صلح تو بود

آیه ی نهضت خونین حسین صلح تو بود


رضا قربانی

  نظرات ()
حدیث روز نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/٩/۱٢

image-3870929920ebaaa10d723c0590fd5014e310cecd0fb3f44ae0f0a10522bb0c48-V.jpg

  نظرات ()
السلام علیک ایها الامام الرئوف علی بن موسی الرضا نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/٦/۱۳

  نظرات ()
محبت امام حسین (ع) نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳٩۳/٦/٩

شخصی کنار امام صادق نشسته بود . می خواست چیزی بگوید حیا میکرد .

حضرت فرمودند : بگو .

عرض کرد: من همه شما اهل بیت را دوست دارم ولی امام حسین را کمی بیشتر از بقیه دوست دارم .

امام فرمود : اذن انت مثلنا ((درست مثل ما))

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر کشکول کشکول کشکول کلام امام علی(ع) سلام برحضرت مهدی بحر طویل در مدح خداوندگار رحمان و حضرت ختمی مرتبت مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسن حدیث روز السلام علیک ایها الامام الرئوف علی بن موسی الرضا محبت امام حسین (ع)
کلمات کلیدی وبلاگ حدیث روز (۱۱) سلام برحضرت مهدی (٩) امام حسین (ع) (٩) شعر (٦) دعا (٤) اخلاق (۳) کشکول (۳) خداحافظ ای (٢) حضرت‌علی(ع) (٢) آیة الکرسی (٢) نماز (٢) دعای ماه مبارک رجب (٢) ولادت حضرت علی اکبر (ع) مبارک (٢) رج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) (٢) عــــــــــــید غدیر مبارک (٢) حکایات آموزنده عرفانی (٢) حضرت عباس (ع) مبارک (۱) عاشق نشدی (۱) چون دوست دل شکسته می‌دارد دوست (۱) امام محمد باقر(ع) (۱) اناالمهدی (۱) من موعود زمانم (۱) فتح خرمشهرای ایران (۱) شکرانه بازوی توانا (۱) بگرفتن دست ناتوان است (۱) حضرت فاطمه الزهرا حجت خدا هست (۱) شاید که چو وابینی خیرتو دراین (۱) وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند (۱) در سوگ علی علیه السلام (۱) یار ما بنده نواز است اذان می گویند (۱) بلاجویان دشت کربلایی (۱) بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی (۱) بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی (۱) صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده (۱) اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم (۱) ولادت امام جواد علیه السلام (۱) اللهم عجل الولیک الفرج (۱) از آسـتـان پـیــر مـغــان سر چــرا کـشـیـــم دولت (۱) تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف (۱) ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام) (۱) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (۱) الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س) (۱) دعاى روز اول ماه مبارک رمضان (۱) شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام (۱) چند جمله کوتاه و زیبا از نهج‏البلاغه: (۱) نامه ای زیبا از محبوب قلبمون،صاحب امرمون مهدی فاطم (۱) عید غدیر خم مبارک (۱) الهی عاقبت محمود گردان (۱) خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد که در دستت بج (۱) رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی م (۱) الهی لاتکلنی الی نفسی (۱) سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست (۱) عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد (۱) و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو (۱) وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (۱) فرهنگ جبهه (۱) معشوقی (۱) من زمینی نیستم افلاکی ام (۱) مرگی (۱) حلول ماه رمضان (۱) دعاى امام سجاد (۱) شیعه (۱) کربلا (۱) قرآن (۱) امام رضا (۱) پند (۱) حدیث قدسی (۱) فاطمه فاطمه است (۱) بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی (۱) امام حسن عسگری (۱) مست (۱) سوم خرداد (۱) فتح خرمشهر (۱) صاحب عصر (۱) فریدون مشیری (۱) گون (۱) شتابان (۱) هفته دفاع مقدس (۱) عید غدیر خم (۱) دنیا رو با همه ی خوب و بدش (۱) هفته بسیج (۱) گوهری (۱) کُنْتُ کَنْزاًگوهری (۱) پیش گشاد (۱) سپر برم (۱) ماه شعبان (۱) سوم شعبان (۱) عاشورا (۱) مولوی (۱) نسیم (۱)
دوستان من امام رضا (ع) علوم سیاسی حدیث صداقت آموزش SQL Server پرتال زیگور طراح قالب