سید حسین  موسوی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید حسین موسوی
آرشیو وبلاگ
      حدیث روز («کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّا فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ وَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ اُعْرَفَ»)
  نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/۳/۳۱


1) اخلاق به عنوان اصل پايه
2) وحدت
3) مسئوليت پذيري
4) احترام به قانون و مقررات
 5) احترام به حقوق شهروندان ديگر
6) عشق به كار
7) تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
8) ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
9) نظم‌پذيري

  نظرات ()
دكتر مصطفى چمران نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/۳/۳٠

دكتر مصطفى چمران در سال 1311 در تهران ديده به جهان گشود. تحصيلاتش را در مدرسه " انتصاريه‏" آغاز كرد؛ دوران متوسطه را در" دارالفنون‏" و " البرز" به پايان رساند و در دانشكده  فنى ادامه تحصيل داد. او در سال 1336 در رشته الكترو مكانيك فارغ التحصيل شد و يك سال در اين دانشكده تدريس كرد.

چمران از پانزده سالگى در درس تفسير قرآن آيةالله  طالقانى و بعدها در درس فلسفه و منطق شهيد مطهرى شركت مى‏جست و از نخستين اعضاى انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه تهران به شمار مى‏آمد. او در مبارزات سياسى ملى شدن نفت ‏شركت كرد و در نبرد عليه استبداد و استعمار به ديگر گروه‏هاى جامعه پيوست.

چمران كه در همه دوران تحصيل شاگرد ممتاز بود، در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلى شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات علمى در جمع معروف ‏ترين دانشمندان جهان، دوره  دكتراى الكترونيك و فيزيك پلاسما را با ممتازترين درجه علمى پشت ‏سر نهاد. آنگاه در حالى كه " ناسا" انديشه جذب وى در سر مى‏پروراند با شنيدن خبر كشتار مردم در 15 خرداد 1342 همه پل‏هاى  پشت‏ سرش را  نابود ساخت و به مصر شتافت. در آن ‏جا دوره‏هاى دشوار جنگ‏هاى پارتيزانى با موفقيت و پشتكار گذراند. سپس به لبنان عزيمت كرد؛ شاخه نظامى حركت ‏شيعيان لبنان به رهبرى امام موسى صدر را بنيان نهاد و در قالب " گروه امل‏" عليه اشغالگران صهيونيست و دست نشاندگان فالانژ به نبرد پرداخت.(1)

با پيروزى انقلاب، چمران پس از 23 سال به وطن باز گشت و مسئوليت‏هاى مهمى چون معاونت نخست وزير، وزارت دفاع و نمايندگى مردم در مجلس شوراى اسلامى را به عهده  گرفت. او در تمام اين دوران، در خط مقدم جبهه حضور داشت، "حماسه پاوه‏" در برابر ضد انقلاب و "حماسه سوسنگرد" در برابر متجاوزان عراقى از ماندگارترين حركت‏هاى اين دانشمند رزمنده است.

چمران كه در يكى از جبهه‏ها از ناحيه پا به درجه جانبازى رسيده بود، با وجود درد ، جبهه‏ هاى جنگ عزيمت مى‏كرد تا سرانجام در سحرگاه سى و يكم خرداد در دهلاويه به شهادت رسيد.

امام راحل(ره) در بخشى از پيام خود به مناسبت ‏شهادت اين شهيد بزرگ در تاريخ اول تير1360 مى‏نويسد:" او در حيات با نور معرفت و پيوستگى به خدا  قدم  نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازى زيست و با سرافرازى شهيد شد و به حق رسيد. (2)

شهيد چمران، در فرازى از دست نوشته‏هاى خود، در خصوص شهادت مى‏نويسد:

" اى خداى بزرگ، تو را شكر مى‏كنم كه راه  شهادت را بر من گشودى، دريچه اى پر افتخار از اين دنياى خاكى به سوى آسمان‏ها باز كردى و لذت بخش‏ ترين اميد حياتم را در اختيارم گذاشتى و به اميد استخلاص، تحمل همه دردها و غم‏ها و شكنجه‏ها را ميسر كردى."

ارزش انسان در كجاست؟

دنياى كنونى ما در مشكلات فراوانى دست و پا مى‏زند، ظلم و زور و استثمار تشديد مى‏شود، ناراحتى مردم و تشنج و عصيان اوج مى‏گيرد، آرزو‏هاى طلايى دو سيستم شرق و غرب، در تحقق يك جامعه آزاد دموكراتيك، و يك جامعه سوسياليستى به ياس مبدل شده است، در كشورهاى سرمايه ‏دارى شاهديم كه وضع زندگى هر روز وخيم‏ تر مى‏شود و تشنجات و عصيان‏ها شدت مى‏يابد، مشروبات الكلى و مواد مخدر، در همه اجتماع و به خصوص در نيروهاى نظامى شيوع پيدا مى‏كند، يك احساس پوچى و بيهودگى بر اجتماع سايه مى‏افكند، ياس فلسفى، متفكران و انديشمندان را فرا مى‏گيرد، جوانان به زندگى عبث‏ خود فكر مى‏كنند، و بيزار از زندگى به مخدرات، و يا حركت‏هاى عكس العملى مانند "هيپيسم‏" و غيره پناه مى‏برند، و بدين وسيله با نظام سرمايه‏ دارى موجود مخفيانه مبارزه مى‏كنند، انسان‏ها بى‏ارزش و بى‏ مقدار مى‏شوند، قتل و خشونت رواج پيدا مى‏كند، و قبح جنايت و خيانت از بين مى‏رود . تا ديروز پول الهه‏اى براى غربيان بود كه با قدرت آن عطش زندگى خويش را سيراب مى‏كردند، ولى امروز همان‏ها از پول و زندگى بيزار شده‏اند و نتوانسته‏اند گمشده خود را در اين تجليات مادى حيات پيدا كنند، روح و فطرت آن‏ها تشنه حقيقتى است كه در نظام سرمايه‏ دارى غرب، و در دامان الهه پول پيدا نمى‏شود. آن‏ها كه در كشورهاى پيشرفته غربى به اعلا درجه علم و تمدن و اقتصاد مى‏رسند، و احتياجات مادى آن‏ها كاملا تامين مى‏شود، و ديگر دغدغه‏اى براى نان و مسكن ، بهداشت ‏باقى نمى‏ماند، آن گاه بيش‏ تر از ديگران به پوچى و عبث‏ بودن زندگى خود پى مى‏برند، و چه بسا كه دست ‏به انتحار مى‏زنند. اين انسان‏ها از آن‏ جا كه مى‏بينند پيچ و مهره‏اى بى‏ اراده در سيستم ماشينى بى ‏روح موجود، بيش نيستند، و همه روزه عده‏اى از آن‏ها زير چرخ دهنده‏هاى سنگين و بى‏ رحم ماشين خرد مى‏شوند، و حيات و ممات آن‏ها هيچ ارزشى در عالم ندارد به خود مى‏لرزند و از درك واقعيت رنج مى‏برند و عليه نظام موجود ، علم مخالفت ‏بلند مى‏كنند، و آن‏ها كه وجدانى و عقلى و اراده‏اى دارند براى رفع تشنگى روحى خود به دامان تصوف، يا هندوئيسم يا بودائيسم يا مكتب‏هاى افراطى پناه مى‏برند، يا در عالم مخدرات و بى‏هوشى از رنج موجود مى‏گريزند، و يا خود را نابود مى‏كنند، و يا احتمالا ديگران را به نابودى مى‏كشانند. زندگى غربى در گردابى از مشكلات روانى و اجتماعى فرو رفته است و راهى براى نجات پيدا نمى‏كند، و هر زمان مى‏گذرد به سراشيب سقوط نزديك‏ تر مى‏شود.

زندگى در سيستم شرق نيز با همان مشكلات غربى روبروست، گو اين‏ كه هنوز از نظر مادى اشباع  نشده‏اند و هدف آن‏ها براى ارضاى احتياجات مادى هنوز جذاب است، ولى پيدايش هيپيسم در مسكو و در مجامع بزرگ صنعتى روسيه، نشان مى‏دهد كه آن‏ها هم دنبال نظام مادى غرب، به همان سراشيب سقوط اخلاقى و روانى و فلسفى دچار خواهند شد.

دنيا ناراحت و نگران است و در يك سردرگمى فرو رفته، و از عاقبت تلخ خويش  وحشت دارد. انسان‏هايى كه از رشد روحى و اخلاقى بى ‏بهره‏اند؛ ولى بزرگترين و خطرناك ‏ترين بمب‏ها در دست آن‏هاست، كه هر لحظه ممكن است‏ خود را و همه انسان‏ها را به نابودى بكشانند.

ارزش انسان از بين رفته است، و مى‏رود كه زير چرخ دنده‏هاى ماشين خرد شود، زيرا آنچه انسان غربى به آن متصل است، ماشين بهتر و سريع‏تر انجام مى‏دهد. اگر ارزش انسان در قدرت جسمى او باشد، مسلما، ماشين‏هايى با قدرت سرسام آور مشغول كارند كه اين انسان در مقابل آن صفر است، هواپيماهاى سريع السيرى كه هزاران بار از انسان سريع‏تر است. اگر ارزش انسان به حافظه و كار دماغى اوست، كامپيوترها به مراتب قوى‏تر و سريع‏ترند، حتى كامپيوترهايى ساخته شده‏اند كه فكر مى‏كنند و طرح مى‏دهند و شطرنج ‏بازى مى‏كنند و حتى كامپيوتر ديگرى را طراحى مى‏كنند و مى‏سازند، پس ارزش انسان در كجاست؟ اگر ارزش در قدرت جسمى و هوش و حافظه و فكر و دماغ باشد، ماشين قوى‏ تر و سريع ‏تر و بهتر از انسان است، و اين انسان بايد در پاى ماشين قربانى شود، به خصوص طرح‏هاى جديدى كه كامپيوتر مى‏تواند احساس كند و از عواطف حيوانى برخوردار گردد. بنابراين بشر به كجا مى‏رود؟ آيا مى‏رود كه خود را براى هميشه نابود كند؟ و يا اسير و برده ماشين، بى‏اراده و بى‏اختيار، به سوى سرنوشتى مبهم و مجهول به پيش برود؟ راستى امتياز انسان بر ماشين چيست؟ آنچه انسان را، هر چه ضعيف باشد، بر ماشين، هر چه قوى باشد، مزيت مى‏بخشد كدام است؟ به نظر ما مزيت انسان در روح  و قلب او نهفته است، كه در مكتب‏هاى مادى جايى ندارد!

آيا وقت آن نرسيده است كه بشر با يك تكان شديد و يك تغيير ناگهانى، خود را از منجلاب فساد و بدبختى و سقوط در ماديگرى نجات دهد؟ و غل و زنجير اسارت ماشين را از دست و پاى خود بشكند؟ و حقيقت انسانى خود را باز يابد؟

آيا وقت آن نرسيده است كه تولدى جديد در عالم انسانيت رخ دهد؟ و انسانى نو قدم به عرصه حيات بگذارد؟ و علم  و صنعت و تكنولوژى را به عنوان يك وسيله در اختيار انسان قرار دهد، نه آن كه انسانيت را در معبد ماشين قربانى كند.

براستى وقت چنين تحولى فرا رسيده است و عالم در انتظار تولد ديگرى است. علم و تكنولوژى به حد رشد و تكامل خود رسيده است و قدرتى بى ‏نظير در اختيار انسان قرار داده، و اين انسان بر طبيعت مسلط  شده و قوانين طبيعى را در خدمت ‏خود در آورده است، ولى روح تشنه اين انسان، هواى پرواز دارد و همه موجودات عالم ماده نمى‏تواند عطش اين روح را سيراب كند. انسان به دنبال گمشده خود در تلاش مستمر و اضطراب دايم بسر مى‏برد و از عدم اطمينان و امنيت روحى و درونى رنج مى‏برد، و راه نجات مى‏جويد.

  نظرات ()
مطالب اخیر دعای جوشن کبیر همراه با معنی ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده سلام برحضرت مهدی سلام برحضرت مهدی ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم مظلوم حسینم… به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را بسم اللّه الرحمن الرحیم رازی که آیت الله بهجت در قرآن خود نوشت مهلاً مهلا حسین
کلمات کلیدی وبلاگ حدیث روز (۱٢) سلام برحضرت مهدی (۱٢) امام حسین (ع) (۱۱) شعر (۱٠) دعا (٥) کشکول (٤) اخلاق (۳) نماز (٢) خداحافظ ای (٢) حضرت‌علی(ع) (٢) آیة الکرسی (٢) ولادت حضرت علی اکبر (ع) مبارک (٢) چند جمله کوتاه و زیبا از نهج‏البلاغه: (٢) دعای ماه مبارک رجب (٢) رج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) (٢) عــــــــــــید غدیر مبارک (٢) حکایات آموزنده عرفانی (٢) حضرت عباس (ع) مبارک (۱) عاشق نشدی (۱) چون دوست دل شکسته می‌دارد دوست (۱) امام محمد باقر(ع) (۱) اناالمهدی (۱) من موعود زمانم (۱) فتح خرمشهرای ایران (۱) شکرانه بازوی توانا (۱) بگرفتن دست ناتوان است (۱) حضرت فاطمه الزهرا حجت خدا هست (۱) شاید که چو وابینی خیرتو دراین (۱) وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند (۱) در سوگ علی علیه السلام (۱) یار ما بنده نواز است اذان می گویند (۱) بلاجویان دشت کربلایی (۱) بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی (۱) بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی (۱) صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده (۱) اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم (۱) ولادت امام جواد علیه السلام (۱) اللهم عجل الولیک الفرج (۱) از آسـتـان پـیــر مـغــان سر چــرا کـشـیـــم دولت (۱) تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف (۱) ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام) (۱) سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست (۱) عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد (۱) و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو (۱) وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (۱) فرهنگ جبهه (۱) نامه ای زیبا از محبوب قلبمون،صاحب امرمون مهدی فاطم (۱) عید غدیر خم مبارک (۱) الهی عاقبت محمود گردان (۱) خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد که در دستت بج (۱) رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی م (۱) الهی لاتکلنی الی نفسی (۱) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (۱) الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س) (۱) دعاى روز اول ماه مبارک رمضان (۱) شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام (۱) معشوقی (۱) من زمینی نیستم افلاکی ام (۱) مرگی (۱) حلول ماه رمضان (۱) دعاى امام سجاد (۱) شتابان (۱) هفته دفاع مقدس (۱) عید غدیر خم (۱) دنیا رو با همه ی خوب و بدش (۱) هفته بسیج (۱) گوهری (۱) کُنْتُ کَنْزاًگوهری (۱) پیش گشاد (۱) سپر برم (۱) ماه شعبان (۱) سوم شعبان (۱) عاشورا (۱) مولوی (۱) نسیم (۱) شیعه (۱) کربلا (۱) قرآن (۱) امام رضا (۱) پند (۱) حدیث قدسی (۱) فاطمه فاطمه است (۱) بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی (۱) امام حسن عسگری (۱) مست (۱) سوم خرداد (۱) فتح خرمشهر (۱) صاحب عصر (۱) فریدون مشیری (۱) گون (۱)
دوستان من امام رضا (ع) علوم سیاسی حدیث صداقت آموزش SQL Server پرتال زیگور طراح قالب