سید حسین  موسوی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید حسین موسوی
آرشیو وبلاگ
      حدیث روز («کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّا فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ وَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ اُعْرَفَ»)
بخشى از خطبه زهرا(عليها السلام) نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/٤/٢٢

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهراءُ(عليها السلام) فى خُطْبَتِهَا المَعْرُوفَةُ:حضرت زهرا(عليها السلام) در آن سخنرانى معروفش در مسجد فرمود:
ـ جَعَلَ اللّهُ الاِْيمانَ تَطْهيرًا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ : خداوند ايمان را براى تطهير شما از شرك قرار داد،
ـ وَ الصَّلاةَ تَنْزيهًا لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ: و نماز را براى پاك شدن شما از تكبّر،
ـ وَ الزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِى الرِّزْقِ: و زكات را براى پاك كردن جان و افزونى رزقتان،
ـ وَ الصِّيامَ تَثْبيتًا لِلاِْخْلاصِ : و روزه را براى تثبيت اخلاص،
ـ وَ الْحَجَّ تَشْييدًا لِلدّينِ : و حجّ را براى قوّت بخشيدن دين،
ـ وَ الْعَدْلَ تَنْسيفاً لِلْقُلُوبِ : و عدل را براى پيراستن دلها،
ـ وَ إِطاعَتَنا نِظامًا لِلْمِلَّةِ : و اطاعت ما را براى نظم يافتن ملّت،
ـ وَ إِمامَتَنا أَمانًا لِلْفُرْقَةِ :و امامت ما را براى در امان ماندن از تفرقه،
ـ وَ الْجِهادَ عِزًّا لِلاِْسْلامِ :و جهاد را براى عزّت اسلام،
ـ وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلىَ اسْتيجابِ الاَْجْرِ :و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،
ـ وَ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعامَّةِ :و امر به معروف را براى مصلحت و منافع همگانى،
ـ وَ بِرَّ الْوالِدَيْنِ وِقايَةً مِنَ السُّخْطِ :و نيكى كردن به پدر و مادر را سپر نگهدارى از خشم،
ـ وَ صِلَةَ الاَْرْحامِ مَنْماةً لِلْعَدَدِ : و صلهارحام را وسيله ازدياد نفرات،
ـ وَ الْقِصاصَ حَقْنًا لِلدِّماءِ : و قصاص را وسيله حفظ خونها،
ـ وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْريضًا لِلْمَغْفِرَةِ : و وفاى به نذر را براى در معرض مغفرت قرار گرفتن،
ـ وَ تَوْفِيَةَ الْمَكاييلِ وَ الْمَوازينِ تَغْييرًا لِلْبَخْسِ : و به اندازه دادن ترازو و پيمانه را براى تغيير خوى كمفروشى،
ـ وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزيهًا عَنِ الرِّجْسِ : و نهى از شرابخوارى را براى پاكيزگى از پليدى،
ـ وَ اجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابًا عَنِ اللَّعْنَةِ : و دورى از تهمت را براى محفوظ ماندن از لعنت،
ـ وَ تَرْكُ السَّرِقَةِ إِيجابًا لِلْعِفَّةِ : و ترك سرقت را براى الزام به پاكدامنى،
ـ وَ حَرَّمَ الشِّرْكَ إِخْلاصًا لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ : و شرك را حرام كرد براى اخلاص به پروردگارى او،
ـ فَاتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون بنابراين، از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد و نميريد، مگر آن كه مسلمان باشيد،
ـ وَ أَطيعُوا اللّهَ فيما أَمَرَكُمْ بِهِ وَ نَهاكُمْ عَنْهُ و خدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنيد،
ـ فَإِنَّهُ إِنَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ زيرا كه «از بندگانش، فقط آگاهان، از خدا مىترسند.» (سوره فاطر آيه 28)

  نظرات ()
نماز؛ نشانه مومن نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/٤/۱٧

" قل لعبادي الذين امنوا يقيمواالصلوة و ينفقوا مما رزقناهم سراً و علانية من قبل ان ياتي يوم لا بيع فيه ولا خلال." (ابراهيم / 31)

بگو به بندگان من که ايمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزي داده ايم پنهان و آشکار انفاق کنند، پيش از آن که روزي فرا رسد که نه چيزي توان خريد و نه دوستي کسي "جز خدا" به کار آيد .

در اين آيه خداوند به وسيله پيامبراکرم(ص) به بندگاني که ايمان آورده اند دستور مي دهد که تا روز قيامت او را رها نکنند که در آن روز هيچ مجالي براي جبران از دست داده ها نيست و از ميان تمام راههايي که به خدا مي رسد، اقامه نماز و انفاق – يقيمواالصلوة و ينفقوا – را بيان مي کند. چرا که تمام دستورات ديگر (که اصلاح بين خدا و بندگان و بنده با بندگان ديگر است) از اين دو رکن منشعب مي شود و اين تاکيدي ديگر بر اهميت نماز است.

در جاي ديگر مي فرمايد:

"انما المومنون الذين اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون." (انفال / 2- 3)

مومنان کساني هستند که چون ذکري از خدا شود، "از عظمت و جلال خدا " دلهايشان ترسان مي شود و … . کساني که نماز را به پا مي دارند و از هر چه روزي آنها کرديم انفاق مي کنند.

در اين آيه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز مي داند. چرا که وقتي ايمان در دل مستقر گرديد، انسان به سوي عبوديت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت مي کند که از بهترين مظاهر آن نماز است. "وجل" همان حالت خوف و ترسي است که به انسان دست مي دهد که سرچشمه آن يکي از اين دو چيز است: گاهي به خاطر درک مسئوليتها و احتمال عدم قيام به وظايف لازم در برابر خدا مي باشد، و گاهي به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بي انتهاي او است. مومنان در پرتو احساس مسئوليت و درک عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلندنگري توکل، از نظر عمل داراي دو پيوند محکمند، پيوند و رابطه نيرومندي با خدا و پيوند و رابطه نيرومندي با بندگان خدا.

تعبير به اقامه نماز (به جاي خواندن نماز) اشاره به اين است که نه تنها خودشان نماز مي خوانند بلکه کاري مي کنند که اين رابطه محکم با پروردگار هميشه و در همه جا بر پا باشد.

خداي متعال در آيه ديگر مي فرمايد:

"والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلوة …" (توبه / 71)

و مردان و زنان با ايمان يار و ياور يکديگرند، امر به معروف و نهي از منکر مي کنند و نماز برپا مي دارند… مؤمنين علاوه بر اين که به خاطر دوستي و محبتي که نسبت به يکديگر دارند، همديگر را به نيکي ها دعوت و از بديها و منکرات باز مي دارند و بر خلاف منافقان که دلهايشان را گرد سياه نسيان ياد حق فرا گرفته، دلهايشان از ياد حق سرشار بوده و به نور ذکر خدا جلا يافته است و براي محکم شدن رشته ياد خدا نماز را بر پا مي دارند و قرآن را وسيله هدايت و بشارت براي مومناني مي دانند که (هدي و بشري للمومنين. الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزکاة و هم بالاخرة هم يوقنون. – قرآن – وسيله هدايت و بشارت براي مومنان است. کساني که نماز را بر پا مي دارند و زکات را ادا مي کنند و به آخرت يقين دارند.)

خداي متعال در سوره مومنون / آيه 1 و 2 مي فرمايد:

"قد افلح المومنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون."

مومنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند.

در اين آيات رستگاري را براي مومنان مي داند، کساني که نه تنها ايمان در قلوبشان وارد شده بلکه به صفات حسنه اي نيز متصفند. اولين آنها خشوع در نماز است. قرآن با بيان اين ويژگي، اين نکته را يادآوري مي کند که نماز الفاظ و حرکات بي روح نيست بلکه به هنگام نماز مومنان آن چنان متوجه پروردگار مي شوند که خود را ذره اي مي بينند در برابر وجود بي پايان. قرآن در واقع نماز را اولين شرط ايمان ذکر مي کند. لذا مومنان براي حفظ ارتباط خود با اين وجود بي پايان، بر نمازهايشان مواظبت مي کنند. "والذين هم علي صلواتهم يحافظون." (مومنون / 9) و آنها که بر نمازهايشان محافظت دارند.

مومنان واقعي از نماز تنها به اداي الفاظ بسنده نمي کنند بلکه با محافظت و مراقبت بر اوقات نماز، حفظ خشوع و خضوع در نماز و درک مفاهيم نماز و اين که در پيشگاه چه کسي اقامه مي شود، نمازي با روح و روح بخش برپا مي دارد.

  نظرات ()
اندوه وداع بر خاك زهرا عليها السلام نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/٤/۱٢

شهادت

زهرا عليها السلام در آخرين ساعت زندگي در حالي كه حالش بهتر مي نمود آب خواست و شستشو كرد و لباسهاي نوي خويش را پوشيد، و فرمود بستر او را رو به قبله بگسترند.(1)

و نيز از «اسماء» خواست عطر او را بياورد و خود را معطر فرمود و لباس نماز خود را پوشيد و در بستر خويش خوابيد و به «اسماء» فرمود:

«جبرئيل به هنگام رحلت پيامبر(ص) كافوري از بهشت براي او آورد كه آن گرامي آن را به سه قسمت تقسيم فرمود، يك قسمت براي خودش و يك قسمت براي علي(ع) و يك قسمت براي من»

و از اسماء خواست آن را بياورد و بالاي سر او بگذارد، آنگاه ملافه بر سر كشيد و فرمود:

«اندكي منتظر بمان و بعد مرا صدا كن، اگر پاسخ ندادم بدان كه درگذشته ام».

«اسماء» اندكي صبر كرد، آنگاه زهرا(ع) را صدا كرد و جواب نشنيد، فرياد زد: اي دختر محمد مصطفي! اي دختر گرامي ترين انسانها...

و چون جوابي نشنيد ملافه را كنار زد و ديد آن بانوي بزرگ به لقاء الله پيوسته است. خود را به روي بدن مطهر او افكند و گريان او را مي بوسيد و مي گفت: وقتي پدرت رسول خدا را ملاقات كردي سلام اسماء را به او برسان.

حسن و حسين عليهما السلام (كه در آن هنگام كودكاني در سن هفت و هشت سالگي بودند) نيز وارد شدند و چون دريافتند آن گرامي از دنيا رفته است حسن(ع) خود را روي مادر افكند و او را مي بوسيد و مي گفت: «مادر، پيش از آنكه روح از بدنم جدا شود با من حرف بزن».

حسين(ع) پاي مادر را مي بوسيد و مي گفت: «مادر، من فرزندت حسين هستم، پيش از آن كه دلم پاره شود و بميرم با من سخن بگو».

آنگاه آن دو گريان به مسجد رفتند و درگذشت مادرشان را به اميرمؤمنان علي عليه السلام خبر دادند، آن حضرت از شنيدن اين خبر ناگوار بيهوش شد، حاضران آب بر صورتش زدند و او را به هوش آوردند، و او گريان و اندوهمند مي ناليد: «اي دختر محمد(ص)، خود را بوجود تو تسليت مي دادم، اينك بعد از تو از كه تسليت بجويم».

آنگاه حسن و حسين(ع) را برداشته و به خانه آمد، و اسماء همچنان كنار پيكر نازنين زهرا نشسته بود و مي گريست. (2)

خبر درگذشت بانوي بانوان منتشر شد، و صداي شيون از خانه هاي مدينه برخاست، بانوان بني هاشم در خانه ي زهرا(ع) جمع شدند و چنان زاري مي كردند كه شهر منقلب شد؛ آنان مي گريستند و ناله مي كردند و مي گفتند: اي سيّده ي بانوان، اي دختر رسول خدا…

مردم هم جمع شدند و مي گريستند و منتظر بودند جنازه را براي دفن بيرون بياورند و در نماز شركت كنند، اما ابوذر از خانه بيرون آمد و به مردم گفت: برويد، تشييع دختر پيامبر امشب به تأخير افتاد، و مردم پراكنده شدند.

چون پاسي از شب گذشت و مردم به خواب رفتند علي عليه السلام همراه حسن و حسين(ع) و سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار و برخي از بني هاشم و خواصّ به دفن پيكر نازنين زهرا(ع) پرداخت، و شبانه او را دفن كرد و محل قبر را كاملاً مسطح نمود تا شناخته نشود، و تعدادي قبر ديگر نيز ترتيب داد و بر آنها آب پاشيد تا مدفن واقعي زهرا عليها السلام معلوم نگردد. (3)

 

تاريخ وفات و محل دفن

وفات زهرا عليها السلام بنابر مشهور هفتاد و پنج روز پس از وفات پيامبر(ص)، و در 13 جمادل الاولي سال يازدهم هجري است و در برخي روايات نود و پنج روز پس از پيامبر و در سوّم جمادي الثاني نيز ذكر شده، و در مورد محل دفن او برخي گفته اند در بقيع دفن شد، و برخي مي گويند در خانه ي خود مدفون گرديد، و تاكنون محل واقعي قبر آن گرامي معلوم نشده است، و همان طور كه گفتيم اميرمؤمنان طبق وصيت زهرا(ع) او را مخفيانه دفن كرد و قبرهاي ديگري نيز ترتيب داد تا قبر او شناخته نشود، و اصولاً وصيت زهرا(ع) براي اختفاي مدفن و دفن شبانه ي او سند روشني عليه غاصبان است، و اين عمل بانوي بانوان بُعد ديگري از مبارزات او بود كه موجب مي شد توطئه گران نتوانند بر جناياتي كه پس از رحلت پيامبر(ص) مرتكب شدند پرده كشند؛ زيرا بديهي است كه اگر آنان افراد پرهيزكار و حق جوئي مي بودند و خليفه ي راستين پيامبر محسوب مي شدند معنا نداشت كه زهرا(ع) بر آنان خشمگين باشد و آنان را از شركت در تشييع و نماز و دفن خود محروم سازد، و اختفاء مدفن سيده بانوان پرچم پايدار و غير قابل استتار اعتراض و خشم اوو ساير اهل بيت عليهم السلام نسبت به غاصبان است كه براي انديشمندان سراسر قرون حقايق جريانات پس از پيامبر(ص)  را برملا مي سازد.

بي جهت نيست كه در تاريخ مي خوانيم: فرداي آن شب كه زهرا(ع) مخفيانه دفن شد ابوبكر و عمر كه از اين كار علي عليه السلام خشمگين بودند به او مراجعه كردند و اعتراض نمودند، و اميرمؤمنان فرمود:

«... بخدا سوگند زهرا(ع) به من وصيت كرد نگذارم شما در تشييع و نماز بر او شركت كنيد، و من كسي نيستم كه بر خلاف فرمان و وصيت او عمل كنم».

عمر گفت: «اين حرفهاي بيهوده را رها كن، من قبرها را خواهم شكافت تا او را بيابم و بر او نماز بخوانم»

علي عليه السلام فرمود: « به خدا سوگند اگر اقدام به اين كار نمايي پيش از آن كه به منظور خود نائل شوي سر از تنت بر مي دارم، و من در اين مورد با تو جز به شمشير معامله نخواهم كرد»(4).

و «ابن عباس» مي گويد عمر گفت: «... شما بني هاشم هرگز حسد قديم خود به ما را رها نمي كنيد و كينه هاي دروني شما باقي است، به خدا سوگند تصميم گرفته ام نبش قبر كنم و بر او نماز بخوانم».

و علي عليه السلام پاسخ داد: «به خدا سوگند اي پسر صهّاك، اگر دست به چنين كاري بزني دستت را كوتاه خواهم كرد، بدان كه اگر شمشيرم را برهنه كنم تا خونت را نريزم آن را به غلاف برنمي گردانم».

عمر شكسته شد و ساكت ماند، زيرا مي دانست كه علي عليه السلام وقتي قسم ياد كند طبق قسم خود عمل خواهد كرد. (5)

 

اندوه وداع بر خاك زهرا عليها السلام

امام حسين عليه السلام مي فرمايد:

هنگامي كه زهرا(ع) بيمار شد به علي عليه السلام سفارش كرد ، امور او را پنهان دارد… و علي عليه السلام، خود از او پرستاري مي فرمود، و اسماء بنت عميس رحمة الله عليها پنهاني به او كمك مي كرد، و به هنگام وفات به اميرمؤمنان وصيت كرد كه خودش كفن و دفن او را انجام دهد و شب هنگام او را دفن كند و قبرش را پنهان سازد، و اميرمؤمنان كفن و دفن او را انجام داد و محل قبر را محو كرد و پنهان داشت.

هنگامي كه كار دفن را به پايان برد و خاك از دست افشاند، اندوهي جانكاه بر آن گرامي مستولي شد و اشك بر چهره اش دويد و گريان رو به جانب قبر پيامبر(ص) كرد و گفت:

«سلام بر تو اي رسول خدا، از من و دخترت كه اينك در جوار تو فرود آمده و شتابان به تو محلق شده است، اي رسول خدا شكيبائي من در مصيبت دختر برگزيده ي تو كم شد، و طاقت و توانائي من در فقدان او از دست رفت، جز آنكه مرا پس از مصيبت عظيم و مفارقت و فقدان تو در هر مصيبت ديگري جاي تسليت هست (مصيت تو به قدري بزرگ است كه هر مصيبت ديگري را تحت الشعاع قرار مي دهد) چرا كه تو را به دست خود در آرامگاهت مدفون ساختم و در آغوش من جان دادي؛ اِنّا لِلِّه و اِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ.

اينك امانت تو (زهرا(ع)) بازگشت،  از اين پس اندوه من جاوداني است و شبم به بيداري خواهد گذشت تا آنگاه كه خداوند مرا به سرائي كه تو در آن اقامت داري ببرد. و به زودي دخترت به تو خبر مي دهد كه چگونه امتت براي ستم بر او همگروه شدند، پس همه چيز را از او بپرس و حال ما را از او جويا شو؛ و اين چنين كردند در حالي كه از رحلت تو چيزي نگذشته و ياد تو از ميان نرفته است.

و سلام بر هر دوي شما، سلام وداع كننده اي كه نه از شما خشمگين است و نه رنجيده خاطر، اگر بروم از روي ملالت و بي علاقگي نيست، و اگر بمانم به جهت بدگماني به آنچه خداوند به شكيبايان وعده داده است نمي باشد».(6)

اينك ما نيز در صحنه ي وداع و در پايان سخن همنوا با اندوه اميرمؤمنان بر زهراي اطهر(ع) سلام كنيم:

سلام بر تو بانوي بانوان…

نخلهاي خاك آلود فدك هنوز از ستمي كه بر تو روا داشتند، مي گريند؛ زندگي تو گواه مظلوميت همه دودمان هابيل است، همچنانكه وجود تو گواه قدس و عصمت خدا بر زمينيان بود...

تازيانه اي كه بر پيكر نازنين تو فرو كوفتند، تبري بود كه بندگان بت به انتقام نابودي اصنام بر پيكر توحيد ابراهيم فرود آوردند؛ هماره شرمسار باد دستي كه بر گونه ي خدا گون تو سيلي زد، دريغا دل اگر در غم تو پاره شود شگفت نيست، چرا كه شكستن پهلوي تو عظيمتر از شكستن ديوار كعبه بود، و چون قامت ستوار تو را به ستم بر خاك نشاندند دين از پاي افتاد...

با تمام دل بر تو مي گرييم كه نماد بهي بودي و وديعه ي رحمت خدا بر آدميان؛ و چون ترا كشتند انسانيت بي مادر شد و خون هابيل از رگ حيات هر انسان در گستره ي تاريخ از نو جوشيد و مظلوميت داغ، زخمي شد بر جبين زندگي مؤمنان، و حيات پژمرد و اوراق قرآن به تطاول طوفان پراكند، و علي (ع) تنها ماند ... و بشريت در گرداب فاجعه افتاد.

سلام بر تو! بانوي بانوان ...

  نظرات ()
اوصاف ياران مهدي موعود(عج) نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/٤/٤

رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي(عج) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم:

1. اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير، قال: قال جعفرالصادق رضي الله عنه: ما كان قول لوط عليه السلام لقومه: " لو ان لي بكم قوة او آوي الي ركن شديد"(1) الا تمنيا لقوة القائم المهدي و شدة اصحابه. و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطي قوة اربعين رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت، لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل.

قندوزي در كتاب ينابيع الموده(2) از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمودند:

گفتار حضرت لوط عليه السلام  درباره قومش كه فرمود:" اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم" آرزويي است بر قدرت قائم ما " مهدي(ع)" و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند،  دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند، دست از شمشيرهاي خود( در پيكار با دشمنان دين) بازنمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.

2. قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:

ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام، كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان.(3)

خداوي متعال در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس ( نسبت به دشمنان و كافران) مي افكند. پس هنگامي كه قائم ما مهدي(ع) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود.

3. سيطوطي در كتاب " الحاوي" از " نعيم ابن حماد" نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:

يظهر المهدي بمكة عند العشاء الي ان قال: فيظهر في ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، رهبان بالليل اسد بالنهار، الي ان يقول: فيلقي الله محبته في صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل.(4)

مهدي (ع) به هنگام نمازعشاء  در مكه  و در ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع مي شوند، پارسايان شب و شيران روزند.

پس خداوند محبت مهدي(ع) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود.

4. حسن بن سفيان و ابن نعيم از " ثوبان" نقل مي كنند كه رسول خدا (ص) فرمودند:

تجلي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد.(5)

( در زمان ظهور حضرت مهدي) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق نمايان خواهد شد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم.

5. نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق(ع) در حديثي از امام مهدي(عج) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند:

فاذا هزها لم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطي قوة اربعين رجلا.(6)

هنگامي كه پرچم مهدي(ع) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد.

6. شيخ طبرسي در" كمال الدين"( نسخه مخطوط) و راوندي در" خرايج"(7) از " ابي جارود" نقل مي كنند كه امام باقر(ع) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند:

قال اميرالمومنين(ع) علي المنبر: يخرج رجل من ولدي في آخرالزمان... الي ان قال: فاذا هز رايته امناء لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس العباد، فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوة اربعين رجلا.

اميرمومنان حضرت علي(ع) بر منبر فرمودند: در آخرالزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست...( تا اين كه مي گويند) هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد، و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد.

7. سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم: و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.

فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق.

ياران مهدي، مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست، مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ، براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد، تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند.

آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است.

اين مردان، تنها از خدا مي ترسند، فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است، همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان" يالثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است. به هر سو روي آورند، ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.

همچنين در روايات متعدد ديگري، اوصاف اصحاب مهدي(ع) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است:

خير فوارس علي ظهرالارض يومئذ.

آنان بهترين دليران روي زمين هستند.

او من خير فوارس علي ظهرالارض في يومئذ.

يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند.

رجال عرفواالله حق معرفته.

مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند.

اصحاب الالويه.

آنها پرچمداران( حضرت مهدي"عج") هستند.

الفقهاء و القضاة و الحكام.

آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند.

 

پي نوشت ها

1. سوره هود/ آيه 80.

2. ينابيع المودة، صص 9-5، چاپ نجف.

3. ينابيع المودة، ص 538، چاپ نجف.

4. الحاوي، ج2، صص 144 و 145.

5. همان، ص 133.

6. غيبت نعماني، ص 167.

7. الخرايج و الجرايح، ص195.

  نظرات ()
  نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸۳/٤/٤

ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روي مي آورد و دشمنان شما را ريشه كن مي كردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيباني كنيد

  نظرات ()
مطالب اخیر دعای جوشن کبیر همراه با معنی ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده سلام برحضرت مهدی سلام برحضرت مهدی ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم مظلوم حسینم… به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را بسم اللّه الرحمن الرحیم رازی که آیت الله بهجت در قرآن خود نوشت مهلاً مهلا حسین
کلمات کلیدی وبلاگ حدیث روز (۱٢) سلام برحضرت مهدی (۱٢) امام حسین (ع) (۱۱) شعر (۱٠) دعا (٥) کشکول (٤) اخلاق (۳) نماز (٢) خداحافظ ای (٢) حضرت‌علی(ع) (٢) آیة الکرسی (٢) ولادت حضرت علی اکبر (ع) مبارک (٢) چند جمله کوتاه و زیبا از نهج‏البلاغه: (٢) دعای ماه مبارک رجب (٢) رج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) (٢) عــــــــــــید غدیر مبارک (٢) حکایات آموزنده عرفانی (٢) حضرت عباس (ع) مبارک (۱) عاشق نشدی (۱) چون دوست دل شکسته می‌دارد دوست (۱) امام محمد باقر(ع) (۱) اناالمهدی (۱) من موعود زمانم (۱) فتح خرمشهرای ایران (۱) شکرانه بازوی توانا (۱) بگرفتن دست ناتوان است (۱) حضرت فاطمه الزهرا حجت خدا هست (۱) شاید که چو وابینی خیرتو دراین (۱) وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند (۱) در سوگ علی علیه السلام (۱) یار ما بنده نواز است اذان می گویند (۱) بلاجویان دشت کربلایی (۱) بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی (۱) بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی (۱) صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده (۱) اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم (۱) ولادت امام جواد علیه السلام (۱) اللهم عجل الولیک الفرج (۱) از آسـتـان پـیــر مـغــان سر چــرا کـشـیـــم دولت (۱) تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف (۱) ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام) (۱) سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست (۱) عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد (۱) و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو (۱) وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (۱) فرهنگ جبهه (۱) نامه ای زیبا از محبوب قلبمون،صاحب امرمون مهدی فاطم (۱) عید غدیر خم مبارک (۱) الهی عاقبت محمود گردان (۱) خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد که در دستت بج (۱) رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی م (۱) الهی لاتکلنی الی نفسی (۱) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (۱) الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س) (۱) دعاى روز اول ماه مبارک رمضان (۱) شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام (۱) معشوقی (۱) من زمینی نیستم افلاکی ام (۱) مرگی (۱) حلول ماه رمضان (۱) دعاى امام سجاد (۱) شتابان (۱) هفته دفاع مقدس (۱) عید غدیر خم (۱) دنیا رو با همه ی خوب و بدش (۱) هفته بسیج (۱) گوهری (۱) کُنْتُ کَنْزاًگوهری (۱) پیش گشاد (۱) سپر برم (۱) ماه شعبان (۱) سوم شعبان (۱) عاشورا (۱) مولوی (۱) نسیم (۱) شیعه (۱) کربلا (۱) قرآن (۱) امام رضا (۱) پند (۱) حدیث قدسی (۱) فاطمه فاطمه است (۱) بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی (۱) امام حسن عسگری (۱) مست (۱) سوم خرداد (۱) فتح خرمشهر (۱) صاحب عصر (۱) فریدون مشیری (۱) گون (۱)
دوستان من امام رضا (ع) علوم سیاسی حدیث صداقت آموزش SQL Server پرتال زیگور طراح قالب