سید حسین  موسوی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید حسین موسوی
آرشیو وبلاگ
      حدیث روز («کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّا فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ وَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ اُعْرَفَ»)
اي نام تو بهترين سرآغاز نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸٥/٢/٩

اي نام تو بهترين سرآغاز
بي‌نام تو نامه كي كنم باز
 
اي ياد تو مونس روانم
جز نام تو نيست بر زبانم
 
اي كار گشاي هر چه هستند
نام تو كليد هر چه بستند
 
اي هيچ خطي نگشته ز اول
بي‌حجت نام تو مسجل
 
اي هست كن اساس هستي
كوته ز درت دراز دستي
 
اي خطبه تو تبارك الله
فيض تو هميشه بارك الله
 
اي هفت عروس نه عماري
بر درگه تو به پرده داري
 
اي هست نه بر طريق چوني
داناي بروني و دروني
 
اي هرچه رميده وارميده
در كن فيكون تو آفريده
 
اي واهب عقل و باعث جان
با حكم تو سهت و نيست يكسان
 
اي محرم عالم تحير
عالم ز تو هم تهي و هم پر
 
اي تو به صفات خويش موصوف
اي نهي تو منكر امر معروف
 
اي امر تو را نفاذ مطلق
وز امر تو كائنات مشتق
 
اي مقصد همت بلندان
مقصود دل نيازمندان
 
اي سرمه كش بلند بينان
در باز كن درون نشينان
 
اي بر ورق تو درس ايام
ز آغاز رسيده تا به انجام
 
صاحب توئي آن دگر غلامند
سلطان توئي آن دگر كدامند
 
راه تو به نور لايزالي
از شرك و شريك هر دو خالي
 
در صنع تو كامد از عدد بيش
عاجز شده عقل علت انديش
 
ترتيب جهان چنانكه بايست
كردي به مثابتي كه شايست
 
بر ابلق صبح و ادهم شام
حكم تو زد اين طويله بام
 
گر هفت گره به چرخ دادي
هفتاد گره بدو گشادي
 
خاكستري ار ز خاك سودي
صد آينه را بدان زدودي
 
بر هر ورقي كه حرف راندي
نقش همه در دو حرف خواندي
 
بي‌كوه كني ز كاف و نوني
كردي تو سپهر بيستوني
 
هر جا كه خزينه شگرفست
قفلش به كليد اين دو حرفست
 
حرفي به غلط رها نكردي
يك نكته درو خطا نكردي
 
در عالم عالم آفريدن
به زين نتوان رقم كشيدن
 
هر دم نه به حق دسترنجي
بخشي به من خراب گنجي
 
گنج تو به برل كم نيايد
وز گنج كس اين كرم نيايد
 
از قسمت بندگي و شاهي
دولت تو دهي بهر كه خواهي
 
از آتش ظلم و دود مظلوم
احوال همه تراست معلوم
 
هم قصه نانموده داني
هم نامه نانوشته خواني
 
عقل آبله پاي و كوي تاريك
وآنگاه رهي چو موي باريك
 
توفيق تو گر نه ره نمايد
اين عقده به عقل كي گشايد
 
عقل از در تو بصر فروزد
گر پاي درون نهد بسوزد
 
اي عقل مرا كفايت از تو
جستن ز من و هدايت از تو
 
من بددل و راه بيمناكست
چون راهنما توئي چه باكست
 
عاجز شدم از گراني بار
طاقت نه چگونه باشد اين كار
 
مي‌كوشم و در تنم توان نيست
كازرم تو هست باك از آن نيست
 
گر لطف كني و گر كني قهر
پيش تو يكي است نوش يا زهر
 
شك نيست در اينكه من اسيرم
كز لطف زيم ز قهر ميرم
 
يا شربت لطف دار پيشم
يا قهر مكن به قهر خويشم
 
گر قهر سزاي ماست آخر
هم لطف براي ماست آخر
 
تا در نقسم عنايتي هست
فتراك تو كي گرارم از دست
 
وآن دم كه نفس به آخر آيد
هم خطبه نام تو سرايد
 
وآن لحظه كه مرگ را بسيجم
هم نام تو در حنوط پيچم
 
چون گرد شود وجود پستم
هرجا كه روم تو را پرستم
 
در عصمت اينچنين حصاري
شيطان رجيم كيست باري
 
چون حرز توام حمايل آمود
سرهنگي ديو كي كند سود
 
احرام گرفته‌ام به كويت
لبيك زنان به جستجويت
 
احرام شكن بسي است زنهار
ز احرام شكستنم نگهدار
 
من بيكس و رخنها نهاني
هان اي كس بيكسان تو داني
 
چون نيست به جز تو دستگيرم
هست از كرم تو ناگزيرم
 
يك ذره ز كيمياي اخلاص
گر بر مس من زني شوم خاص
 
آنجا كه دهي ز لطف يك تاب
زر گردد خاك و در شود آب
 
من گر گهرم و گر سفالم
پيرايه توست روي مالم
 
از عطر تو لافد آستينم
گر عودم و گر درمنه اينم
 
پيش تو نه دين نه طاعت آرم
افلاس تهي شفاعت آرم
 
تا غرق نشد سفينه در آب
رحمت كن و دستگير و درياب
 
بردار مرا كه اوفتادم
وز مركب جهل خود پيادم
 
هم تو به عنايت الهي
آنجا قدمم رسان كه خواهي
 
از ظلمت خود رهائيم ده
با نور خود آشنائيم ده
 
تا چند مرا ز بيم و اميد
پروانه دهي به ماه و خورشيد
 
تا كي به نياز هر نوالم
بر شاه و شبان كني حوالم
 
از خوان تو با نعيم‌تر چيست
وز حضرت تو كريمتر كيست
 
از خرمن خويش ده زكاتم
منويس به اين و آن براتم
 
تا مزرعه چو من خرابي
آباد شود به خاك و آبي
 
خاكي ده از آستان خويشم
وابي كه دغل برد ز پيشم
 
روزي كه مرا ز من ستاني
ضايع مكن از من آنچه ماني
 
وآندم كه مرا به من دهي باز
يك سايه ز لطف بر من انداز
 
آن سايه نه كز چراغ دور است
آن سايه كه آن چراغ نوراست
 
تا با تو چو سايه نور گردم
چون نور ز سايه دور گردم
 
با هر كه نفس برآرم اينجا
روزيش فروگرارم اينجا
 
درهاي همه ز عهد خاليست
الا در تو كه لايزاليست
 
هر عهد كه هست در حياتست
عهد از پس مرگ بي‌ثباتست
 
چون عهد تو هست جاوداني
يعني كه به مرگ و زندگاني
 
چندانكه قرار عهد يابم
از عهد تو روي برنتابم
 
بي‌ياد توام نفس نيايد
با ياد تو ياد كس نيايد
 
اول كه نيافريده بودم
وين تعبيه‌ها نديده بودم
 
كيمخت اگر از زميم كردي
با زاز زميم اديم كردي
 
بر صورت من ز روي هستي
آرايش آفرين تو بستي
 
واكنون كه نشانه گاه جودم
تا باز عدم شود وجودم
 
هرجا كه نشانديم نشستم
وآنجا كه بريم زير دستم
 
گرديده رهيت من در اين راه
گه بر سر تخت و گه بن چاه
 
گر پير بوم و گر جوانم
ره مختلف است و من همانم
 
از حال به حال اگر بگردم
هم بر رق اولين نوردم
 
بي‌جاحتم آفريدي اول
آخر نگراريم معطل
 
گر مرگ رسد چرا هراسم
كان راه بتست مي‌شناسم
 
اين مرگ نه، باغ و بوستانست
كو راه سراي دوستانست
 
تا چند كنم ز مرگ فرياد
چون مرگ ازوست مرگ من باد
 
گر بنگرم آن چنان كه رايست
اين مرگ نه مرگ نقل جايست
 
از خورد گهي به خوابگاهي
وز خوابگهي به بزم شاهي
 
خوابي كه به بزم تست راهش
گردن نكشم ز خوابگاهش
 
چون شوق تو هست خانه خيزم
خوش خسبم و شادمانه خيزم
 
گر بنده نظامي از سر درد
در نظم دعا دليريي كرد
 
از بحر تو بينم ابر خيزش
گر قطره برون دهد مريزش
 
گر صد لغت از زبان گشايد
در هر لغتي ترا ستايد
 
هم در تو به صد هزار تشوير
دارد رقم هزار تقصير
 
ور دم نزند چو تنگ حالان
داني كه لغت زبان لالان
 
گر تن حبشي سرشته تست
ور خط ختني نبشته تست
 
گر هر چه نبشته‌اي بشوئي
شويم دهن از زياده گوئي
 
ور باز به داورم نشاني
اي داور داوران تو داني
 
زان پيش كاجل فرا رسد تنگ
و ايام عنان ستاند از چنگ
 
ره باز ده از ره قبولم
بر روضه تربت رسولم

  نظرات ()
مطالب اخیر دعای جوشن کبیر همراه با معنی ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده سلام برحضرت مهدی سلام برحضرت مهدی ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم مظلوم حسینم… به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را بسم اللّه الرحمن الرحیم رازی که آیت الله بهجت در قرآن خود نوشت مهلاً مهلا حسین
کلمات کلیدی وبلاگ حدیث روز (۱٢) سلام برحضرت مهدی (۱٢) امام حسین (ع) (۱۱) شعر (۱٠) دعا (٥) کشکول (٤) اخلاق (۳) نماز (٢) خداحافظ ای (٢) حضرت‌علی(ع) (٢) آیة الکرسی (٢) ولادت حضرت علی اکبر (ع) مبارک (٢) چند جمله کوتاه و زیبا از نهج‏البلاغه: (٢) دعای ماه مبارک رجب (٢) رج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) (٢) عــــــــــــید غدیر مبارک (٢) حکایات آموزنده عرفانی (٢) حضرت عباس (ع) مبارک (۱) عاشق نشدی (۱) چون دوست دل شکسته می‌دارد دوست (۱) امام محمد باقر(ع) (۱) اناالمهدی (۱) من موعود زمانم (۱) فتح خرمشهرای ایران (۱) شکرانه بازوی توانا (۱) بگرفتن دست ناتوان است (۱) حضرت فاطمه الزهرا حجت خدا هست (۱) شاید که چو وابینی خیرتو دراین (۱) وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند (۱) در سوگ علی علیه السلام (۱) یار ما بنده نواز است اذان می گویند (۱) بلاجویان دشت کربلایی (۱) بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی (۱) بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی (۱) صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده (۱) اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم (۱) ولادت امام جواد علیه السلام (۱) اللهم عجل الولیک الفرج (۱) از آسـتـان پـیــر مـغــان سر چــرا کـشـیـــم دولت (۱) تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف (۱) ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام) (۱) سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست (۱) عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد (۱) و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو (۱) وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (۱) فرهنگ جبهه (۱) نامه ای زیبا از محبوب قلبمون،صاحب امرمون مهدی فاطم (۱) عید غدیر خم مبارک (۱) الهی عاقبت محمود گردان (۱) خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد که در دستت بج (۱) رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی م (۱) الهی لاتکلنی الی نفسی (۱) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (۱) الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س) (۱) دعاى روز اول ماه مبارک رمضان (۱) شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام (۱) معشوقی (۱) من زمینی نیستم افلاکی ام (۱) مرگی (۱) حلول ماه رمضان (۱) دعاى امام سجاد (۱) شتابان (۱) هفته دفاع مقدس (۱) عید غدیر خم (۱) دنیا رو با همه ی خوب و بدش (۱) هفته بسیج (۱) گوهری (۱) کُنْتُ کَنْزاًگوهری (۱) پیش گشاد (۱) سپر برم (۱) ماه شعبان (۱) سوم شعبان (۱) عاشورا (۱) مولوی (۱) نسیم (۱) شیعه (۱) کربلا (۱) قرآن (۱) امام رضا (۱) پند (۱) حدیث قدسی (۱) فاطمه فاطمه است (۱) بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی (۱) امام حسن عسگری (۱) مست (۱) سوم خرداد (۱) فتح خرمشهر (۱) صاحب عصر (۱) فریدون مشیری (۱) گون (۱)
دوستان من امام رضا (ع) علوم سیاسی حدیث صداقت آموزش SQL Server پرتال زیگور طراح قالب