سید حسین  موسوی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سید حسین موسوی
آرشیو وبلاگ
      حدیث روز («کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّا فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ وَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ اُعْرَفَ»)
آشنايي با مهدي موعود نویسنده: سید حسین موسوی - ۱۳۸٦/۱/٩


كيفيت تولد حضرت

آفتاب وجود دوازدهمين پيشواي ولايت در آسمان وجود بشريت در نيمه شعبان سال 255 هجري بر جهانيان پرتو افكند. در اين تاريخ هيچ اختلافي نيست و كليه علماي فريقَين (شيعه و سني) اتفاق نظر دارند. او هم‌نام رسول اكرم(ص) و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. حضرت حكيمه خاتون- دختر امام محمدتقي (ع) وعمه امام حسن عسگري(ع) مي گويد:

در روز پنجشنبه- نيمه شعبان- به منزل برادرزاده‌ام حضرت حسن بن علي العسگري(ع) رفتم. چون قصد مراجعت نمودم‏، حضرت فرمود: اي عمه، امشب را نزد ما باش كه در اين شب فرزند گرامي‌اي متولد مي شود كه حق تعالي به او زنده مي گرداند زمين را به علم و ايمان و هدايت، بعد از آنكه مرده باشد به شيوع كفر و ضلالت.

گفتم: اي سيد من، مولود از كه به هم مي رسد. فرمود: از نرجس. پس برخاستم پشت و شكم نرجس را ملاحظه كردم، هيچگونه اثري از حمل،در او نديدم. در حالِ حيرت بودم كه حضرت فرمود: اي عمه، صبح اثر حمل او ظاهر مي شود، مَثَل او مَثل مادر موسي است. شب را تا نزديك صبح آنجا ماندم و اثري در نرجس خاتون نديدم. نزديك بود شكي در من پيدا شود كه ناگاه امام از حجره خود صدا زد: شك مكن، وقتش نزديك شده. ناگاه مقارن صبح صادق حالت اضطراب در نرجس ظاهر شد. او را در برگرفتم. امام دستور فرمود: سوره قدر را بر او بخوانم. شروع كردم به خواندن سوره قدر. در آن حال شنيدم كه آن طفل در شكم مادر در خواندن سوره با من همراهي مي كرد. من از اين واقعه ترسيدم. امام فرمود: اي عمه تعجب مكن از قدرت باري تعالي كه طفلان ما را به حكمت گويا مي كند. در اين موقع بين من و نرجس خاتون پرده‌هايي حايل شد كه ديگر او را نمي ديدم. فرياد كنان نزد امام دويدم. حضرت فرمود: اي عمه، برگرد كه او را در جاي خود خواهي ديد. چون برگشتم پرده برداشته شده بود و در نرجس نوري مشاهده كردم كه ديده‌ام را خيره كرد و حضرت صاحب را ديدم- رو به قبله- به سجده افتاده، بعد انگشت سبابه را به آسمان بلند كرده و مي گويد: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اللهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَ اَنَّ جَدي رَسولَ اللهِ وَ اَنَّ اَبِي اَميرَالمُؤمِنينَ وَصيُ رَسولِ اللهِ» و بعد يك يك امامان را شمرد تا به خودش رسيد.


صورت و سيرت حضرت

رسول خدا(ص) فرمود:

مهدي از اولاد من است. صورتش مانند ستاره درخشان، و رنگش مانند رنگ صورت مردم عربستان گندم گون، جسمش چون مردم بني اسرائيل بلند قد و عظيم الجثه است. او زمين را پر از عدل و داد مي كند پس از جور و ظلم و تمام موجودات از حكومت او راضي هستند. خواه سماواتيان و خواه زمينيان و پرندگان هوا.

بر حسب اخبار و روايات متواتره، حضرت مهدي(عج) شبيه ترين افراد به پيامبر خداست. و خطي از موي سبز به رنگ زمرد از گردن تا ناف مباركش كشيده شده است. رنگش گندم گون و مايل به سبزي است. داراي پيشاني درخشان و ابروان كشيده، چشمان مشكين و بيني كشيده و قلمي و ران هاي پهن است. گونه هايش داراي خال و جسم لطيفش اسرائيلي متساوي الخلقه مي باشد. داراي خال هاشمي درخشان است. موي ريش مباركش محرابي مايل به رنگ خرمايي سياه و كشيده و مجعد و انبوه است. داراي عمامه عربي و شمشير هميشه حمايل دارد. شكوه و جلال او هر بيننده را متوجه خود ساخته و صورتش در لطافت چون گل بابونه و ارغوان است كه شبنم بر آن نشسته باشد. بر تمامي اهل جهان غير از اجداد مباركش فضيلت دارد.

حضرت مهدي(عج) در سيرت، مردي خوش زبان، گرم خو، مهربان، عطوف، رحيم و جواد، شجاع، با هيبت و صلابت است. هر كسي او را ببيند مي گويد جوان چهل ساله اي بيش نيست، با يك قيافه بسيار جالب و جاذب.

او در صورت و سيرت شبيه پيغمبر اكرم(ص) مي باشد.


القاب و كنيه هاي حضرت

نام اصلي آن حضرت «م ح م د» است. نامي كه پيامبر اكرم(ص) بر او نهاده و فرمود: اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است. كنيه حضرت ابوالقاسم است و به ايشان ابوصالح، ابو عبدالله، ابو ابراهيم، ابوجعفر، و ابوالحسن هم گفته مي شود. القاب آن حضرت بسيار زياد است. از جمله:

1- مهدي: مشهورترين لقب آن حضرت است. مهدي كه اسم مصدر هدايت است، به معني كسي است كه بوسيله خدا هدايت شده باشد. امام صادق(ع) در ضمن حديثي فرمودند:

آن حضرت را مهدي گويند، زيرا مردم را به امري كه گم كرده اند هدايت مي كند. (1)

همچنين امام باقر(ع) فرمودند:

او را مهدي ناميدند براي اينكه به امري پنهان (اسلام راستين) هدايت مي كند.

2- قائم: يعني قيام كننده به حق. رسول خدا(ص) فرمودند:

از اين جهت او را قائم ناميدند كه پس از فراموش شدن نامش قيام مي كند. (2)

امام جواد (ع) در پاسخ به اين پرسش كه چرا او را قائم مي نامند، چنين فرمودند:

زيرا پس از آنكه نامش از خاطره ها فراموش شود و اكثر معتقدين به امامتش از دين خدا برگردند قيام مي كند. (3)

3- منتظر: از امام جواد(ع) پرسيدند چرا وي را منتظر مي گويند؟ ايشان فرمودند:

زيرا وي براي مدتي طولاني غيبت مي نمايد و علاقمندان، منتظر ظهورش خواهند بود و آنان كه ترديد دارند، او را انكار مي كنند. (4)

4- بقيه الله: روايت شده كه چون آن حضرت قيام كند، پشت به كعبه مي ايستد و سيصد و سيزده نفر دور او جمع مي شوند. اول چيزي كه مي فرمايد اين آيه شريفه است:

بَقِيَّةُ اللهِ خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنين. آنگاه مي فرمايد: منم بقيه الله و حجت او و خليفه او بر شما. پس هيچ سلام كننده‌اي بر او سلام نمي كند مگر اينكه مي گويد: السلامُ عَلَيك يا بَقيةَ اللهِ فِي اَرضِهِ.

ديگر القاب آن حضرت عبارتند از: حجة الله، خلف صالح، مُنتقِم، ولي الله، صاحب الامر، صاحب الزمان، منصور و ... .


حضرت مهدي از ديدگاه قرآن

يكي از موضوعاتي كه خداوند متعال به آن اشاره فرموده اند، مساله حضرت مهدي و قيام ايشان است. آياتي در آن كتاب مقدس وجود دارد كه روزي را براي جهان نويد مي دهد كه حق‌پرستان و مردم شايسته جهان، قدرت و حكومت زمين را در دست مي گيرند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي گردد. بعنوان نمونه به ذكر چند مورد مي پردازيم:

1- در سوره نساء، آيه 105 مي فرمايد:

«وَ لَقَد كَتَبنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِكرِ اَنَّ الاَرضَ يَرِثُها عِبَادِي الصَالِحُون»، ما بعد از آنكه در تورات نوشته بوديم، در زبور نيز نوشتيم كه بندگان شايسته من وارث زمين مي شوند.

2- در سوره نور، آيه 55 مي فرمايد:

خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند، وعده داده كه آنان را خليفه زمين گرداند، چنان كه گذشتگان را نيز قبلاَ خليفه گردانيده بود و ديني را كه بر ايشان پسنديده است استوار و نيرومند گرداند و ترسشان را به ايمني تبديل كند، تا مرا عبادت كنند و چيزي را شريك قرار ندهند.

3- در سوره قصص، آيه 4 مي فرمايد:

«وَ نُريدَ اَن نَمُنَّ عَلَي الذِينَ اسْتُضعِفُوا فِي الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُم الوَارِثين»، ما اراده كرديم كه به ضعيفان زمين منت نهاده و آنها را پيشوايان و وارثان زمين گردانيم.

از اين آيات شريفه استفاده مي شود كه دنيا روزي را در پيش دارد كه قدرت و اداره زمين به دست مومنين و صالحان افتاده و آنان پيشوا و پيشرو تمدن هاي بشري مي گردند، و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي شود و يكتاپرستي جايگزين شرك مي گردد. آن روز درخشان، همان روز قيام منجي بشريت، مهدي موعود مي باشد.


حضرت مهدي از ديدگاه اهل بيت(ع)

1- رسول اكرم(ص) فرمود: مهدي از فرزندان من است. اسم او‏ اسم من و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبيه ترين مردم به من است. براي او غيبت و سيرتي است كه در آن، بسياري گمراه مي شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب مي آيد و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.(5)

پيامبر اكرم (ص) در حجة الوداع- در سرزمين غدير خم- در برابر بيش از صد و بيست هزار نفر به همين موضوع اشاره كردند و فرمودند:

اي مردم! به خدا و رسول خدا و نوري كه همراه او نازل شده ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورت‌هايي را واژگون كرده به طرف پشت بازگردانيم‌شان. اي مردم! نور خداي تبارك و تعالي در من قرار گرفته، سپس در وجود علي(ع) و پس از آن در نسل او تا قائم آل محمد(ص) كه حق خدا را بازستاند و همه حقوق از دست رفته ما را باز پس گيرد آگاه باشيد كه او هر دانشمندي را به دانش و هر ناداني را به جهلش مي شناسد. آگاه باشيد كه او نهري خروشان از اقيانوسي بي كران مي باشد. (6)

پيامبر اكرم(ص) مي افزايد:

خداي تبارك و تعالي از روزها جمعه را برگزيد و از شب ها، شب قدر را، و از ماهها،‌ ماه رمضان را و مرا ميان پيامبران و علي را از من، و حسن و حسين را از علي برگزيد و از حسن و حسين نُه تن را برگزيد كه نهمين آنها قائم آنهاست كه ظاهر و باطن آنهاست.(7)

2- مردي خدمت امير مومنان شرفياب شد و عرض كرد: از مهدي براي من سخن بگو، حضرت فرمود: ... آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و براي خويشاوندانش از همه نيكوتر است. بارالها! بيعت او را پايان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگي امت را به دست او به يگانگي مبدل فرما. اگر خداوند چنين روزي را نصيب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنين روزي را درك كردي، به سوي احدي از او روي متاب. اگر به كويش راه يافتي، از او در مگذر. (8)

حضرت علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: كسي كه در پي او باشد، اثر او را نمي بيند. هيچ اثر شناسي از او نشاني به دست نياورد، هر چند در اين راه بكوشد. در آن رويدادها قومي ذهن و فكرشان صيقلي شده، همچون صيقل شمشير به دست آهنگر. ديدگانشان به نور قرآن روشن و گوش هايشان به تفسير آن مانوس. پس از جام خرد و حكمت كه بامداد به آنان مي نوشند شبانگاه نيز سيراب مي گرداند.(9)

3- از جابربن عبدالله انصاري نقل شده كه مي گويد: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفياب شدم. در برابر آن حضرت لوحي بود كه اسامي اوصياء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علي و ... . (10)

قسمتي از متن لوح:

به نام خداوند بخشنده مهربان.

اين نوشتاري است از جانب خداي عزيز و فرزانه به سوي پيامبر نور، سفير و راهنمايش محمد(ص) كه آنرا روح الامين از نزد پروردگار جهانيان فرو آورده است. اي محمد! نام هاي مرا گرامي دار، نعمت هاي مرا سپاس گوي و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پيامبران برتري دادم و جانشينت را بر همه اوصياء برتري بخشيدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسين گرامي داشتم. حسن را- پس از سپري شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسين را مخزن وحي خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پايان دادم كه او سالار شهيدان است ... معيار پاداش و كيفر من، اهل بيت اوست كه نخستين آنها سرور عبادت كنندگان و زينت دوستان گذشته من علي بن الحسين است و آنگاه پسرش- شبيه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من مي باشد... اين سخن از من به حقيقت پيوسته كه جايگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسيله دوستان و شيعيانش مسرور نمايم، پس از او فرزندش موسي را برگزيدم كه در عهد او فتنه اي به پا گردد. پس از سپري شدن مدت بنده، دوست و برگزيده ام موسي، در مورد يار و ياورم علي به انكار گرايند... او را اهريمني گردن‌كش مي كشد و در شهري كه بنده شايسته‌ام ذوالقرنين بنا كرده، در كنار بدترين مخلوقاتم به خاك سپرده مي شود. اين سخن به حقيقت پيوسته كه ديدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشين و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نيكبختي او را با فرزندش علي كامل گردانم كه يار و ياور من است و گواه من در ميان بندگانم و امين بر وحي من است. از او حسن را پديد آوردم كه دعوت كننده به سوي من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است براي جهانيان. كمال موسي، شوكت عيسي و شكيبايي ايوب با اوست... . (11)

4- امام حسن مجتبي(ع) فرمود: همه خيرها در آن زمان است، زيرا قائم ما قيام مي كند و همه اين حوادث را از بين مي برد.(12)

امام جواد(ع) نقل مي كند كه روزي حضرت علي (ع) در حاليكه به دست سلمان تكيه داده بودند وارد مسجد شدند. امام حسن نيز در محضر آن حضرت بود.در اين هنگام مردي با جامه هاي زيبا و فاخر وارد شد و به محضر امير مومنان (ع) عرض ادب و سلام نمود. سپس گفت: من از شما سه سوال دارم، اگر پاسخ گفتيد به دين شما مي گروم، و سه پرسش خود را مطرح ساخت. حضرت علي (ع) به امام حسن(ع) فرمودند: تو پاسخ بده. امام حسن مجتبي هم به هر سه سوال او پاسخ گفته و آن مرد ايمان آورد و به امامت يكايك ائمه اعتراف كرد تا به امام زمان رسيد، گفت: گواهي مي دهم به امام فرزند حسن عسكري كه نام و كنيه اش گفته نمي شود تا روزي كه ظاهر شود و جهان را پر از عدل و داد كند، آنچنان كه پر از ستم باشد. آنگاه امير مومنان را توديع كرد و از مسجد خارج شد. حضرت علي(ع) به امام حسن(ع) فرمودند:

او را تعقيب كن. اما امام حسن(ع) نااميد برگشته و فرمودند: او تا از در خارج شد ديگر ديده نشد. حضرت علي(ع) فرمودند: او خضر بود.(12)

5- امام حسين(ع) مي فرمايد: دوازده مهدي از ما است كه نخستين آنان علي بن ابيطالب و آخرين آنها نهمين فرزند من است كه امام قائم به حق است. خداوند زمين مرده را به وسيله او زنده مي كند و دين حق را بر تمام اديان پيروز مي گرداند. براي او غيبتي است كه گروه هايي در آن، از دين برمي گردند و گروه‌هايي ديگر بر آئين خود استوار مي مانند و در اين راه آزارها مي بينند، به آنها گفته مي شود اين وعده كي واقع خواهد شد اگر راست مي گوييد. آنانكه بر اين آزارها و تكذيب ها صبر كنند مانند كسي هستند كه شمشير به دست گرفته در پيشاپيش رسول اكرم(ص) جهاد كند.

6- امام سجاد (ع) فرمود: در قائم ما چند سنت از سنت هاي انبياء همچون آدم، نوح، ابراهيم، عيسي، يوسف، ايوب و محمد(ص) است. از آدم و نوح طول عمر است.از ابراهيم ولادت پنهاني است. از موسي ترس و غيبت است. از عيسي اختلاف آرا و نظرات مردم پس از اوست. از ايوب گشايش و فرج بعد از امتحان است و از محمد(ص) خروج با شمشير است.‌(13)

7- امام باقر(ع) مي فرمايد:

هنگامي كه اوضاع دگرگون شود و مردم بگويند قائم مرده يا هلاك شده است، يا اينكه بگويند به كدام بيابان رفته؟! و آنها كه خواستار نابودي او هستند بگويند كسي‌كه استخوان‌هايش پوسيده چگونه ظهور مي كند، شما به ظهور او اميدوار باشيد و چون بشنويد كه ظهور نموده است به سوي او بشتابيد هر چند با خزيدن از روي برف باشد.(14)

8- امام صادق(ع) مي فرمايد:

او فرزند پسرم موسي است. او پسر خاتون كنيزان است. غيبتي كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر مي نمايد و شرق و غرب زمين را به دست وي فتح مي كند. عيسي بن مريم آمده و پشت سر او نماز مي گزارد و زمين به نور صاحبش روشن و منور مي گردد.(15)

9- امام كاظم(ع) فرمودند: آن قائمي كه زمين را از دشمنان خدا پاك و از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم پر شده بود، او نيز فرزند من است. او را غيبتي طولاني است، چون بر جان خود خائف است و در آن عصر(غيبت) گروه هايي از دين برمي گردند و جمعي پايدار مي مانند. خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم به ولايت ما چنگ زنند و به دوستي ما و بيزاري از دشمنان مان ثابت بمانند. آنان از مايند و ما نيز از آنهائيم. ايشان به امامت ما راضي هستند و ما به پيروي آنها. خوشا به حال آنها، به خدا سوگند آنان در روز قيامت در درجه ما با ما هستند.

10- امام رضا(ع) فرمود: قائم ما كسي است كه وقتي قيام كند، در سن پيران و سيماي جوانان است... او چهارمين فرزند من است. خداوند او را در حجاب و پرده خود غائب كند، سپس ظاهرش نمايد و زمين را به دست او از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.

11- امام جواد(ع) مي فرمايد: قائم ما همان مهدي(عج) است. او كسي است كه در زمان غيبتش، واجب است انتظار كشيده شود و هنگاميكه ظهور كرد، اطاعتش كنند. او سومين فرزند از فرزندان من است. قسم به آن خدايي كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث گردانيد و ما را به امامت انتخاب نمود، اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولاني گرداند تا اينكه قائم ما در آن روز خارج شده و ظهور نمايد. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.

12- عبدالعظيم حسني به امام هادي(ع) عرض كرد: پس از شما چه كسي مولاي من است؟ حضرت فرمود: پس از من فرزند من. مي داني مردم نسبت به جانشين پس از او چگونه‌اند؟ عرض كرد: براي چه؟ فرمود: براي اينكه شخص وي ديده نمي شود و نبايد او را با اسمش ياد كنند تا اينكه خروج كرده و زمين را پر از عدل و داد مي نمايد چنانكه پر از ظلم و ستم شده است.

13- امام حسن عسكري(ع) فرمود: شما مردم را چنين مي بينم كه بعد از من درباره جانشينم اختلاف پيدا مي كنيد. آگاه باشيد! كسي كه معتقد به امامت امامان بعد از پيغمبر باشد ولي فرزند مرا انكار كند، مانند آن كسي است كه تمام پيغمبران را باور دارد، ولي نبوت پيامبر اكرم(ص) را منكر شود. در حاليكه هر كه منكر رسول خدا(ص) باشد، در واقع همه پيامبران را انكار نموده است. زيرا اطاعت آخرين نفرِمان مانند اطاعت اولينِ آنهاست و هر كسي كه منكر امامت ما باشد، آخرين نفر ما را نيز انكار نموده است.


حضرت مهدي از ديدگاه اهل سنت

در اينجا به پاره اي از احاديث اهل سنت درباره مهدي موعود اشاره مي كنيم:

1- مهدي از قريش است، مهدي از بني‌هاشم است، مهدي از اهل‌بيت است، مهدي از تبار رسول اكرم(ص) است، مهدي از نسل علي(ع) است، مهدي از اولاد فاطمه زهرا(س) است، مهدي از اولاد حسين(ع) است، مهدي از امامان اهل بيت است. (16)

2- او مردي پيشاني باز، دماغ باريك و سينه ستبر است.(17)

3- او را مهدي گويند، زيرا به چيزي كه از همگان پوشيده است راهنمايي مي كند. او تورات و انجيل را از سرزمين انطاكيه بيرون مي آورد. (18)

4- ما از اولاد عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم. من حمزه سيد الشهداء، جعفر طيار، علي، حسن، حسين، و مهدي. (19)

5- پيامبر اكرم(ص) فرمود: اين دين- تا دوازده خليفه من هست- عزيز و سرافراز است. جابربن سمره مي گويد آنگاه مردم تكبير گفتند و سر و صدا كردند و رسول اكرم(ص) چيزي فرمود كه من نشنيدم، از پدرم پرسيدم كه حضرت چه فرمود. گفت: كُلُّهُم مِن قُرَيش: همگي از قريش‌اند.(20)

6- هر كسي مهدي را انكار كند كافر مي شود.(21)

7- برترين عبادت ها انتظار فرج است.(22)

8- سوگند به خداوندي كه مرا به پيامبري برانگيخت‎، آنها در زمان غيبت او از نور ولايت او برخوردار مي شوند هنگامي كه پشت ابرها نهان شود. اي جابر، اين از اسرار پنهان و علوم نهاني خداوند است. آن را مخفي بدار جز از اهلش. (23)

9- اَبدال در ميان اين امت سي نفر هستند كه دلهايشان چون قلب ابراهيم خليل است.هر گاه يكي از آنها بميرد خداوند يك نفر ديگر را به جاي او مي گمارد.(24)

10- بر پرچم حضرت مهدي(عج) نوشته شده: البَيعَةُ لِلّهِ. (25)

11- خوشبخت ترين مردم در عصر حضرت مهدي مردم كوفه هستند.(26)


موعود از ديدگاه اديان ديگر

به ذكر اجمالي نمونه هايي كوتاه از ديگر كتب آسماني در رابطه با موعود مي پردازيم:

1- زبور:

زيرا كه شريران منقطع شد، و اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد. هان، بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود، در مكانش تامل خواهي كرد و نخواهد بود و اما حليمان وارث زمين خواهند بود... و اما صالحان را خداوند تاييد مي‌كند.(27)

2- تورات:

مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد...؛ گرگ با بره سكونت خواهد كرد، پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد... و در تمامي كوه مقدس من، ضرر و فسادي نخواهد بود. زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد. (28)

3- انجيل:

در آن وقت فرشتگان خود را از جهالت اربعه از اَنهاي زمين تا به اقصاي فلك فراهم خواهد آورد... ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچكس اطلاع ندارد. نه فرشتگانِ در آسمان و نه پسر. پس بر حذر باشيد و بيدار شده دعا كنيد، زيرا نمي دانيد كه آن وقت كيِ مي شود.(29)

4- كتب مقدسه هندوها:

دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان كه پيشواي ملائكه و پريان و آدميان باشد. حق و راستي با او باشد. آنچه در درياها و زمين ها و كوه ها پنهان باشد، همه را به دست مي آورد و از آسمان ها و زمين آنچه باشد خبر مي دهد. از او بزرگتر كسي به دنيا نيايد.(30)

5- كتب مقدسه مانويه:

خرد شهر ايزد بايد در آخرالزمان ظهور كند و عدالت را در جهان بگستراند.(31)

6- كتب مقدسه زرتشتيان:

موعود آخرالزمان در اوستا استوت ارت يا سوشيانت ناميده مي شود. چاره و درمان جميع دردها و رنجها با اوست، رنج و بيماري و پيري و ظلم و بدبيني و فساد را ريشه كن سازد. مردمان ناپاك را نابود سازد و همه آنها را براندازد.(32)

7- جين ها:

هنگامي كه فساد و انحطاط و تباهي جهان را فرا گيرد‏، شخص كاملي كه آنرا تيز تنگر نويد دهنده گويند ظهور كرده، تباهي را از بين مي برد و پاكي و صافي را از نو مي آورد.(33)

حضرت مهدي(ع) نعمت الهي است

ترديدي نيست که مهمترين و ارزنده ترين نعمت ها آن است که مايه شناخت و رسيدن به درجات والا و نعمت هاي اخروي شود و اين همان نعمت امام است که به وسيله او خداوند شناخته مي شود و عبادت مي گردد و بندگان به سبب او به مقامات عاليه و عنايات خاصه نائل مي آيند. چنانکه روايات بسياري گوياي اين امر است.

1-در اصول کافي به سند خود از حضرت علي(ع) نقل مي کند که آنحضرت در تفسير آيه: «اَلَم تَرَ اِلَي الذينَ لَدَّلوُا نِعمَةَ اللهِ کُفراً» آيا نديدي آنان را که نعمت الهي را به کفر بدل ساختند، فرمود: ما آن نعمت هستيم که خداوند بر بندگانش عنايت کرده، و به سبب ما در روز قيامت رستگار مي شوند.

2- در غاية المرام از دو تفسير «عياشي» و «قمي» نقل مي کند که حضرت علي(ع) درباره آيه «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ يَومَئِذٍ عَنِ النَعيمِ»، فرمود: ما نعيم هستيم. مثل همين حديث از امام صادق(ع) نيز رسيده است.

3- از حضرت موسي بن جعفر(ع) نقل شده که فرمود: ما نعمت مومن و علقم کافر هستيم. علقم، حنظل است، يعني خربزه جهل که به آن مثل مي زنند. البته کافر به خيال فاسد خودش امام را تلخ مي پندارد، چون از امام منزجر است.

4- در کفاية الاثر و کمال الدين از محمدبن‌زياد ازري روايت کرده اند که گفت: از مولايم موسي بن جعفر(ع) درباره آيه «وَاسْبَغَ عَلَيکُم نِعمَةً ظاهِرَةً وَ بَاطِنَةً»؛ و خداوند نعمتهاي ظاهر و باطن خويش را بر شما عنايت کرد(34)

سوال کردم، حضرت فرمود: نعمت هاي ظاهر، امام ظاهر و نعمت هاي باطن امام غائب است. راوي مي گويد پرسيدم آيا از امامان کسي هست که غائب شود؟ حضرت فرمود: بله. شخص او از ديدگان مردم غائب مي گردد ولي يادش از دلهاي مومنين پوشيده نمي ماند. او دوازدهمين تن از ما است. خداوند متعال براي او، هر سخت را آسان و هر سرکشي را رام گرداند و گنجينه هاي زمين را برايش آشکار مي سازد و هر دوري را برايش نزديک مي نمايد و هر سرکش گمراه کننده را هلاک، و به دست او هر شيطان سرکشي را نابود مي سازد. او فرزند بهترين کنيزان است که ولادتش بر مردم مخفي مي ماند و بردن نامش بر آنها جايز نيست تا اينکه خداوند او را آشکار گرداند. پس زمين را از عدل و قسط پر کند، چنانکه از ظلم و جور پر شده است.


دين مهدي اسلام است

مفضَّل مي گويد: از امام سوال کردم تأويل «لِيَظهَرَهُ عَلَي الدِينِ کُلِّهِ» چيست؟ (يعني امام زمان(عج) چگونه بر همه اديان غالب مي شود)؛ حضرت فرمود: تاويل آن، اين آيه است «وَ قَاتَلُوهُم حَتَّي لا تَکُونَ فِتنَةً وَ يَکونَ الدَينُ کُلُّهُ للهِ» يعني: چندان از مشرکان بکُشيد که ديگر فتنه‌اي در ميان مردم نباشد و همه‌ي دين براي خدا باشد.

اي مفضل، به خدا قسم اختلاف را از ميان ملل و نحل و اديان برمي دارد و همه دين‌ها يکي مي‌شود، چنانکه خدا فرموده «اِنَّ الدِينَ عِندَالله الاِسلام» (35) و نيز فرموده «وَ مَن يَتَّبِع غَيرَ الاِسلامَ دِيناً فَلَن يُقبَل مِنهُ وَ هُوَ فِي الاخِرَةِ مِنَ الخَاسِرين»(36) هر کسي ديني جز اسلام را بپذيرد، هرگز از وي پذيرفته نمي شود و او در عالم آخرت از زيانکاران خواهد بود.

مفضل مي پرسد: آقا! آيا ديني که پدران او- ابراهيم و نوح و موسي و عيسي و محمد(ص)- داشتند، همان دين اسلام بود؟ حضرت فرمود: آري همان دين اسلام بود، نه غير آن! پرسيد: دليلي از قرآن بر اين مطلب داريد؟ حضرت فرمود: از اول قرآن تا آخر آن پر از دليل است. از جمله آيه: «اِنَّ الدِين عِندَاللهِ الاِسلام»است، و اين آيه «مِلَّةَ اَبِيکُم اِبراهِيمَ مُوسَاکُم المُسلِمين»(37)؛ اسلام دين پدر شما ابراهيم است و اوست که شما را مسلمان ناميد. و ديگر اين آيه است که خداوند در داستان ابراهيم و اسماعيل از زبان آنها نقل مي کند که گفتند «وَاجعَلنَا مُسلِمَينِ لَکَ وَ مِن ذُرِياتِنَا اُمَّةً مُسلِمَةً؛ (38) خدايا ما دو نفر را دو تن مسلمان و تسليم شده خود قرار ده و از اولاد ما نيز مردمي مسلمان بيرون آور. و ديگري آيه داستان فرعون است که مي فرمايد «وقتي فرعون مي خواست غرق شود گفت: ايمان آوردم به خداوند يگانه اي که بني اسرائيل به او ايمان آوردند. خدايي نيست و اينک من از مسلمانانم».(39) و در داستان سليمان و بلقِيْس- ملکه سبا- مي فرمايد «وَاتُونِي مُسلِمين»؛ در حاليکه تسليم شده ايد، مسلمين بياييد و چون بلقيس نزد سليمان آمد گفت «اَسلَمتُ مَعَ سُليمان للهِ رَبِّ العَالَمين»؛ من با سليمان به پيشگاه خداوند جهانيان اسلام آورديم و از زبان عيسي بن مريم(ع) مي فرمايد «مَن اَنصاري اِلَي اللهِ»؛ يعني عيسي گفت کساني که مي خواهند با پذيرش دين خدا مرا ياري نمائيد کيستند؟ «قَالَ الحَوارِيون نَحنُ»(40)؛ حواريون گفتند: ما ياوران دين تو هستيم. ما به خدا ايمان آورديم و شاهد باشد که ما مسلمان هستيم!

مفضَّل عرض کرد: آقا! اديان چند‌تاست؟ حضرت فرمود: چهار دين است و هر کدام دين جداگانه‌اي است. پرسيد: چرا مجوس را مجوس مي گويند؟ فرمود: براي اينکه سِريانيان خود را مجوس ناميدند و ادعا کردند که حضرت آدم و شِيث (هِبَةُ الله) ازدواج با مادران و خواهران و دختران و خاله ها و عمه ها و ساير محارم را براي آنها حلال کرده اند و ادعا مي کنند که آدم و شيث به آنها دستور داده اند که در وسط روز آفتاب را سجده کنند، و وقتي براي نمازِ آنها قرار نداده‌اند، در صورتي‌که اين ادعا افترا بر خدا و دروغ بستن بر آدم و شيث است.


غيبت حضرت

سدير مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم که فرمود: در قائم شباهتي به يوسف است. عرض کردم مثل اينکه از غيبت او سخن مي گوييد؟ حضرت فرمود: چرا مردم اين مطلب را انکار مي کنند. چرا اين مردم نمي پذيرند که خداي عزَّ و جلَّ آنچه با يوسف انجام داد با حجت خود انجام دهد. صاحب اين امر به طور عادي در ميان آنان زندگي، و در بازارهاي مردم راه برود و بر فرشهاي آنان قدم بگذارد در حاليکه مردم او را- با آنکه مي بينند- نشناسند. تا آنکه خداوند متعال اذن دهد که خود را به مردم معرفي نمايد. چنانکه يوسف به برادرانش گفت: چه کرديد در حاليکه جاهل بوديد. آنان گفتند: تو همان يوسف نيستي؟ فرمود: من يوسفم و اين برادرم است.

حضرت مهدي(عج) دو دوره غيبت داشتند؛ يک دوره غيبت صغري که از سن 6 سالگي آغاز گرديد (سال 260 هجري تا 330) که توده مردم و عُمّال دولت از زيارت جمالش محروم بودند ولي خواص و علماء به خدمتش رسيده، کسب فيض مي کردند و امور شرعي دين و دنياي خود را مي پرسيدند. مشاهير اين دوره چهار نفر (وکلاي اربعه) هستند که واسطه فيض او بودند. دوره ديگر غيبت از سال 330 شروع مي شود تا روزي که فرمان الهي صادر گردد و آن حضرت مأمور به قيام و ظهور شود. آن روز را هيچ بشري نمي تواند پيش بيني کند، چنانکه فرموده اند «کَذَّبَ الوَقَّاتُون بِرَبِّ الکَعبَة». حتي خود امام (ع) هم زمان آنرا نمي داند.

غيبت حضرت ولي عصر(عج) عواملي دارد همچون ظلم ظالمين، ضعف و سستي مردم، و آزمايش و امتحان الهي.


موانع ظهور حضرت

موانع ظهور حضرت ولي عصر(عج) را بايد در عوامل فردي و اجتماعي جستجو کنيم.

حضرت فاطمه(س) طبق فرمايشاتي که به شخصي به نام محمود بن لبيد از قول حضرت رسول(ص) فرمودند چنين گفتند: «خدا را شاهد مي گيرم که پدرم فرمود: علي بهترين کسي است که به جاي خودم در ميان شما باقي مي گذارم. اوست امام بعد از من و نيز دو فرزندم (حسن و حسين) و نُه فرزند حسين که پيشوايان شايسته اند. اگر از آنان پيروي نمائيد، آنان را هدايت کننده و هدايت شده خواهيد يافت و اگر به خلاف آنان حرکت کنيد و مخالفت نماييد، تا روز قيامت بين شما اختلاف خواهد بود.»(41)

حضرت بقية الله (عج) طي نامه اي به شيخ مفيد مي نويسند: «اگر شيعيان ما يکپارچه و يکدل به پيمان خود با ما وفا مي کردند، هرگز سعادت ديدار ما از آنان به تاخير نمي افتاد و همانا ديداري با معرفت- از سوي آنان نسبت به ما- بي درنگ به سراعشان مي آمد. تنها اعمال بدِ خودِ آنان است که آنان را از ما محروم نموده است.»

بر اين اساس موانع ظهور حضرت را مي توان در موارد ذيل خلاصه کرد:


1-عدم معرفت واقعي و احساس نياز:

اکثر افراد، معرفت صحيحي نسبت به امام زمان ندارند. براي اينکه به معرفتمان نسبت به امام زمان و ميزان احساس نيازمان به ايشان پي‌بريم؛ به فرمايش حضرت در تشرُّف يکي از اَحبار در مسجد جمکران توجه نمائيد. حضرت فرمودند «شيعيان ما به اندازه آب خوردني، ما را نمي خواهند. اگر بخواهند، دعا مي کنند و فرج ما مي رسد.»

به راستي آيا ما به اندازه آب خوردني- که وقتي تشنه مي شويم دنبال آن مي روي- به آب حيات که حضرت ولي عصر(عج) است، اهميت مي دهيم؟ در حالي که حضرت امام حسين و امام صادق(ع) مي فرمايند «لَو اَدرَکتُهُ لَخَدمتُهُ اَيامَ حَياتِي»؛ اگر زمان فرزندم حجة بن الحسن(عج) را درک مي نمودم تمام عمر خدمتگزارش بودم.

عدم معرفت، عدم نياز را در پي دارد.


2 - ناسپاسي:

يکي ديگر از موانع ظهور که از مردم نشأت مي گيرد، ناسپاسي و کفران نعمت مردم در برابر نعمات بي حد و اندازه مادي و معنوي خداوند- بخصوص نعمت ولايت که بزرگترين نعمت ها مي باشد- است. معصيت‌ها نشان دهند اين ناسپاسي هستند.


3 - وجود صفات رذيله و وابستگي به دنيا:

اين مساله از عدم معرفت عميق نسبت به امام زمان(عج) و غفلت از آن حضرت نشات مي گيرد. اگر ايمان داشتيم به اينکه هر لحظه ممکن است حضرت شرفياب شوند، و خانه دل خود را از جميع گناهان و صفات رذيله و حيواني و شيطاني، و محبت دنيا پاک مي کرديم و آن را براي تشريف فرمائي آن عزيز، به صفات حميده مزين مي نموديم. ولي غفلت بزرگي که ما را فرا گرفته، آنچنان ما را در صفات رذيله و محبت دنيا غرق نموده که اصلاً به فکر اينکه بايد براي فراهم نمودن ظهور امام زمان(عج) قدري از آنچه که با شان و مقام آن حضرت منافات دارد کناره بگيريم، نيستيم.


4 - نفوذ شيطان:

بديهي است وقتي مردم خانه دل خود را براي ورود امام زمان آماده نکنند، آنجا محل رفت و آمد شيطان مي شود و وقتي اين چنين شد، شيطان انسان را به هر جا بخواهد مي کشاند.


طول عمر و انتظار

همانگونه که مي دانيم موضوع طول عمر امام زمان(عج) در زمان شيخ صدوق- يعني تقريباً صد سال پس از غيبت امام زمان(عج)- مورد گفتگو و دستاويز دشمنان شيعه بوده، بطوري که آن عالم نامدار شيعه، در صدد بر مي آيد تا در کتاب کمال الدين در پاسخ به آنها برآيد. پس از صدوق؛ محمدبن ابراهيم نُعماني، شيخ مفيد، سيد مرتضي، کَراجَکي، شيخ طوسي و ساير بزرگان ما در کتاب‌هاي غيبت و کلامي خود، هر يک به شرح و بسط اين مطلب پرداخته‌اند.‌(42)

انتظار: انتظار فرج در واقع رغبت داشتن به ظهور دولت حقّه، و پر شدن زمين از عدل و داد، و غالب شدن دين اسلام بر ساير اديان است. انتظار.

کساني که در انتظار مصلح هستند، بايد خود نيز صالح و شايسته باشند، و کسي مي تواند در صدد اصلاح خود برآيد که امام زمان خود را بشناسد. وگرنه همچون کسي است که در دوران جاهليت زندگي مي کند و به مانند مردم جاهليت هم خواهد مرد.(43) امام صادق(ع) مي فرمايد «کسي که اين امر را بشناسد همانا انتظارش، فرج است.»(44)

حضرت رضا(ع) فرمود «آيا نمي داني که انتظار فرج جزء فرج است.»(45)


  نظرات ()
مطالب اخیر دعای جوشن کبیر همراه با معنی ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده سلام برحضرت مهدی سلام برحضرت مهدی ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم مظلوم حسینم… به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به بند و دام نگیرند مرغ دانا را بسم اللّه الرحمن الرحیم رازی که آیت الله بهجت در قرآن خود نوشت مهلاً مهلا حسین
کلمات کلیدی وبلاگ حدیث روز (۱٢) سلام برحضرت مهدی (۱٢) امام حسین (ع) (۱۱) شعر (۱٠) دعا (٥) کشکول (٤) اخلاق (۳) نماز (٢) خداحافظ ای (٢) حضرت‌علی(ع) (٢) آیة الکرسی (٢) ولادت حضرت علی اکبر (ع) مبارک (٢) چند جمله کوتاه و زیبا از نهج‏البلاغه: (٢) دعای ماه مبارک رجب (٢) رج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) (٢) عــــــــــــید غدیر مبارک (٢) حکایات آموزنده عرفانی (٢) حضرت عباس (ع) مبارک (۱) عاشق نشدی (۱) چون دوست دل شکسته می‌دارد دوست (۱) امام محمد باقر(ع) (۱) اناالمهدی (۱) من موعود زمانم (۱) فتح خرمشهرای ایران (۱) شکرانه بازوی توانا (۱) بگرفتن دست ناتوان است (۱) حضرت فاطمه الزهرا حجت خدا هست (۱) شاید که چو وابینی خیرتو دراین (۱) وی شاه طراران بیا مستان سلامت می‌کنند (۱) در سوگ علی علیه السلام (۱) یار ما بنده نواز است اذان می گویند (۱) بلاجویان دشت کربلایی (۱) بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی (۱) بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی کاغذ رنگی (۱) صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده (۱) اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم (۱) ولادت امام جواد علیه السلام (۱) اللهم عجل الولیک الفرج (۱) از آسـتـان پـیــر مـغــان سر چــرا کـشـیـــم دولت (۱) تفسیر کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف (۱) ولادت با سعادت امام حسین (علیه السلام) (۱) سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست (۱) عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد (۱) و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو (۱) وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (۱) فرهنگ جبهه (۱) نامه ای زیبا از محبوب قلبمون،صاحب امرمون مهدی فاطم (۱) عید غدیر خم مبارک (۱) الهی عاقبت محمود گردان (۱) خوش آمد گل و زان خوشتر نباشد که در دستت بج (۱) رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی م (۱) الهی لاتکلنی الی نفسی (۱) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (۱) الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س) (۱) دعاى روز اول ماه مبارک رمضان (۱) شعر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام (۱) معشوقی (۱) من زمینی نیستم افلاکی ام (۱) مرگی (۱) حلول ماه رمضان (۱) دعاى امام سجاد (۱) شتابان (۱) هفته دفاع مقدس (۱) عید غدیر خم (۱) دنیا رو با همه ی خوب و بدش (۱) هفته بسیج (۱) گوهری (۱) کُنْتُ کَنْزاًگوهری (۱) پیش گشاد (۱) سپر برم (۱) ماه شعبان (۱) سوم شعبان (۱) عاشورا (۱) مولوی (۱) نسیم (۱) شیعه (۱) کربلا (۱) قرآن (۱) امام رضا (۱) پند (۱) حدیث قدسی (۱) فاطمه فاطمه است (۱) بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی (۱) امام حسن عسگری (۱) مست (۱) سوم خرداد (۱) فتح خرمشهر (۱) صاحب عصر (۱) فریدون مشیری (۱) گون (۱)
دوستان من امام رضا (ع) علوم سیاسی حدیث صداقت آموزش SQL Server پرتال زیگور طراح قالب