بوی عیدی ، بوی توت ، بوی کاغذ رنگی

بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی، وسط سفره‌ی نو
بوی یاس جانماز ترمۀ مادر بزرگ

با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ی لای کتاب

با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بُته‌های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در می‌کنم


عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در می‌کنم

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شبِ جمعه، پی فانوس، توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی، هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستون‌و سر می‌کنم

با اینا خستگیمو در می‌کنم

/ 0 نظر / 27 بازدید